درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حامد ژرفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
علوم و تکنولوژی و اطلاعات عمومی





خلاصه : مقایسه اندازه مغز و رابطه آن با هوش در زن ها و مردها
متن کل خبر : اگر یكی از نیمكره‌های مغز زنی آسیب ببیند، نیمكره دیگر كه قادر به كپی كردن تمامی قابلیت‌های نیمكره تخریب شده است، می‌تواند مسوولیت تمامی كارها و عملكردهای زندگی او را به عهده بگیرد؛ اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست.
مهم‌ترین عاملی كه باعث تفاوت در افراد می‌شود، هوش است در واقع هوش در مغز انسان جایگاه مشخصی دارد و حاصل واكنش عمومی سلول‌ها و مراكز مغز است. به طور كلی در نیمكره چپ مغز فرآیندهای تفكرات منطقی را می‌توان یافت و جایگاه عشق واحساس عاطفی در سمت راست مغز است. یك فرد می‌تواند هم كودن و هم زیرك باشد؛ تنها به این دلیل كه یك سمت مغز وی از سمت دیگر رشد بیشتری كرده است.

كما این‌كه افرادی واقعا برجسته‌اند كه می‌توانند فرآیندهای اثربخش نیمكره راست را با فرآیندهای اثربخش نیمكره چپ در هم آمیزند.

حال سوالی كه سال‌هاست ذهن بسیاری از دانشمندان و حتی خود ما و احتمالا نسل‌های گذشته ما را به خود اختصاص داده، این است كه آیا مردان از زنان باهوشترند؟ علت تفاوت در عملكرد مغزی زنان و مردان در چیست؟
چرا در بسیاری موارد ، مردان حتی در زمینه‌های خاص از زنان بهتر و كارآمدتر عمل می‌كنند؟

اگر علاقه‌مندید پاسخی برای این سوالات بیابید، آنچه در ادامه این مقاله می‌آید بخوانید. پیشاپیش بر این نكته تاكید می‌كنیم كه گرچه نتایج مطالعات و تحقیقات انجام شده تاكنون به تفاوت‌های مغزی میان زنان و مردان اشاره می‌كنند، ولیكن به هیچ وجه موید این مساله نیستند كه مردان باهوش‌تر از زنان هستند…

مطالعات علمی در مورد تفاوت توانایی‌های ذهنی میان مردان و زنان حداقل به اواسط قرن نوزدهم برمی‌گردد؛ زمانی كه مساله حق رای زنان در بعضی كشورها مطرح شد. برای مثال در انگلستان دوره ملكه ویكتوریا، فلسفه‌پردازی به نام جان استوارت میل بیان كرد كه هیچ اختلافی بین مردان و زنان نیست. در حالی كه چارلز داروین در كتاب «نسل بشر» معتقد است زنان به‌واسطه طبیعتشان نسبت به توانایی‌های ذهنی ضعیف‌تر هستند.

البته بسیاری از نظریات اولیه بر اساس روایات بودند. به هر حال بسیاری از دانشمندان چون ، پل بروكا سعی كردند از اشكال مختلف اندام‌سنجی بخصوص مقایسه اندازه جرم مغز، نتایج تجربی به دست آورند. با پیشرفت روان‌شناسی در اواخر قرن نوزدهم و ظهور آزمون‌های هوش در اوایل قرن بیستم، تلاش‌های بیشتری توسط دانشمندان مختلف برای اندازه‌گیری و آزمون تفاوت‌های ذهنی میان مردان و زنان انجام گرفت. حتی یكی از اندیشمندان برجسته زن معتقد است زنان به علت آن‌كه محدود به وظایفی چون بچه‌داری و خانه‌داری هستند، امكان درك تمام توانایی‌های خود را ندارند.

تفاوت در عملكرد مغزی

دانشمندان می‌گویند حتی در حالت استراحت و بدون عامل محرك، بخش مهمی از مغز زنان و مردان به طور متفاوت از هم رفتار می‌كنند. تلقی دانشمندان آن است كه مغز زنان و مردان در مراحل آغاز شكل‌گیری جنین در رحم شبیه یكدیگر است، اما بتدریج تا زمان بزرگسالی و بلوغ تفاوت‌های آنها آشكار می‌شود. در این زمینه احتمالا تفاوت در شمار و تعداد سلول‌های عصبی نقش بازی می‌كنند. دانستن این تفاوت‌ها می‌تواند در نحوه برخورد ما با طرف مقابلمان موثر باشد و از بعضی واكنش‌های شرطی شده در برابر زنان یا مردان جلوگیری كند.

تفاوت‌های ساختمانی مغز مرد و زن‌

پژوهشگران عصب‌شناسی، مغز زنان و مردان را در دستگاه ام.‌آر.آی گذارده و واكنش‌های مغز آنها را مورد تحقیق قرار داده‌اند. در مغز زنان اتصال‌ها و ارتباط‌های بیشتری بین دو نیمكره چپ و راست وجود دارد كه به آنها این توانایی را می‌دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتباط كمتری بین دو نیمكره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را می‌دهد تا مهارت بیشتری در استدلال‌های انتزاعی و هوش دیداری فضایی داشته باشند.

در خصوص وظایفی كه توانایی جسمی می‌طلبند، مثل نقشه‌خوانی و تمركز، مغز مردان بهتر عمل می‌كند. مغز مردها تخصصی‌تر است. این صرفا به این معناست كه تقسیم كار در آن صورت گرفته است.

به عبارت دیگر، نیمكره راست مغز مردها با عملكردهای بینایی و فضایی سروكار دارد؛ فعالیت‌هایی نظیر كسب مهارت‌های فیزیكی، تطابق‌های چشمی و ماهیچه‌ای. در حالی كه نیمكره چپ به مهارت‌های گفتاری و شناختی اختصاص یافته است؛ مهارت‌هایی نظیر بیان احساسات و درك مسائل، انتزاعی است. از طرفی، مغز زن‌ها «عمومی‌تر» است. به این معنا كه هر دو نیمكره راست و چپ مغز زن‌ها با هم روی مشكلات كار كرده و هر دو عملكردهای مشابه دارند و تقسیم كار بین آنها صورت نگرفته است.درست به همین دلیل است كه بعضی از مردم احساس می‌كنند مردها در مقایسه با زن‌ها از سرعت تصمیم‌گیری و قابلیت درك بیشتر برخوردار هستند. از جنبه دیگر اگر یكی از نیمكره‌های مغز زنی آسیب ببیند، نیمكره دیگر كه قادر به كپی كردن تمامی قابلیت‌های نیمكره تخریب شده است، می‌تواند مسوولیت تمامی كارها و عملكردهای زندگی او را به عهده بگیرد؛ اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست. چنانچه نیمكره چپ مغز مردی به واسطه سكته مغزی آسیب ببیند، این امكان وجود دارد كه توانایی تكلم را از دست بدهد. چرا كه نیمكره راست مغز آنان، تنها می‌تواند عملكردهای بینایی و فضایی را سازمان‌دهی كند. قابل ذكر است میزان سلول‌های مغز مردان ۴ درصد بیشتر از زن‌هاست و مغز آنان ۱۰۰ گرم سنگین‌تر است.

مقایسه اندازه مغز دوجنس‌

در سال ۱۸۶۱ محققی مغز ۴۳۲ انسان را آزمایش كرد و دریافت كه مغز مردها وزن متوسطی معادل ۱۳۲۵ گرم دارد، در حالی‌كه وزن متوسط مغز زن‌ها برابر ۱۱۴۴ گرم است. یك مطالعه مربوط به سال ۱۹۹۲ روی ۶۳۲۵ پرسنل نظامی بیانگر آن است كه مغز مردها حجم متوسطی برابر ۱۴۴۲ سانتی‌متر مكعب داشته، در حالی‌كه حجم متوسط مغز زن‌ها ۱۳۳۲ سانتی‌متر مكعب است. البته ‌این اختلاف اگر با ابعاد اندازه‌گیری شده بدن چون ارتفاع و سطح بدن اصلاح شود؛ كاهش می یابد ولی همچنان باقی است.

در سال ۲۰۰۵ نیز گزارشی نشان می‌دهد كه زنان در مقایسه با مردان دارای ماده سفید بیشتر و ماده خاكستری كمتری در نواحی مربوط به هوش در مغز هستند. نقشه‌برداری از مغز نشان داده كه ماده خاكستری مربوط به هوش عمومی در مردان بیش از ۶ برابر زنان است و در عوض مغز زنان دارای ماده سفیدی است كه میزانش، نزدیك به ۱۰ برابر مردان هستند. ماده خاكستری برای پردازش اطلاعات به‌كار می‌رود، در حالی‌كه ماده سفید شامل ارتباطات بین مراكز پردازش می‌شود. این گزارش تاكید می‌كند سطح نواحی مرتبط با IQ نیز بین دو جنس متفاوت است. به‌طور خلاصه مردان و زنان به‌طور واضح دارای نتایج IQ مشابهی با نواحی مغز متفاوت هستند.

هر چند زنان ممكن است دارای مغز كوچك‌تری نسبت به مردان باشند، ولی دانسیته عصبی بیشتری در ناحیه قدامی مغز آنها نشان داده شده است كه این دربرگیرنده اعمالی چون برنامه‌ریزی، قضاوت و زبان می‌شود، در حالی‌كه مردان دارای حجم ماده خاكستری بیشتری در قسمت قدامی مغز هستند.

بالاترین ضریب هوشی، متعلق به یك زن‌

زمانی كه در سال ۱۹۴۰ آزمون استنفورد بینت منتشر شد، آزمون‌های اولیه، متوسط IQ بالاتری را برای زنان نشان می‌دادند، بنابراین آزمون‌ها به‌گونه‌ای تنظیم شدند كه نتایج مشابهی برای متوسط زنان و مردان نمایش دهند.

با این حال مطالعات انجام شده طی قرن بیستم نشان داد تفاوتی در هوش كلی بین دو جنس وجود ندارد. كما این‌كه مطالعات نشان داد مردان به طور متوسط ۴/۸ امتیاز در IQ بالاتر و زنان به طور متوسط ۵/۷ امتیاز در حافظه بالاتر هستند.

جالب است این را بدانید كه بالاترین ضریب هوشی كه تا به حال در میان انسان‌ها ثابت شده، مربوط به یك زن نویسنده است.

دو نیمكره مغز انسان توسط یك تونل، به یكدیگر متصل می‌شوند. حجم ترافیك میان این دو نیمكره در مورد مردان به مراتب از زنان كمتر بوده و اساسا ارتباط میان این دو بخش مغز در میان زنان به همین دلیل تنگاتنگ‌تر از مردان است. به این ترتیب زنان اطلاعات محیطی را به مراتب آسان‌تر از مردان، گردآوری و تحلیل و پردازش می‌كنند. بدین علت زنان بهتر از مردان می‌توانند به چند كار در آن واحد بپردازند. درست برعكس ، مردان متمایلند كارها را به طور ردیف شده، پشت سرهم، آن هم دقیقا یكی پس از دیگری، انجام دهند. پیچیدگی پردازش موازی داده‌ها و اطلاعات در مغز زنان، آنها را به مراتب پیچیده‌تر می‌كند. این در حالی است كه رفتار مردان ماشینی‌تر به نظر می‌رسد.

برای مردان تغییر سریع ، مشكل است

آیا تا به حال اندیشیده‌اید كه چرا مردها در پایان روز به وقت بیشتری احتیاج دارند تا پس از كار به خود استراحت دهند؟ چنانچه مغز آنها به مدت ۸ ساعت روی فعالیت‌های مغز راست تمركز كرده باشد، اكثرشان براحتی قادر نخواهند بود به وضعیتی احساسی و ابرازگر برسند. این تفاوت‌ها، علت این كه چرا مردها بسختی می‌توانند از تعقل و عقلانیت به یك باره به سمت احساسات و عواطف تغییر موضع بدهند را توضیح می‌دهد.

مغز یك مرد در مقایسه با مغز یك زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. بنابراین هنگامی كه خانم‌ها با همسرشان مشغول گفتگو درباره مسائل مادی و اقتصادی هستند یا درگیر مكالمه‌ای روشنفكرانه هستند و ناگهان بخواهند از احساساتشان صحبت كنند، احتمالا می‌بینند كه همسرشان حوصله این كار را ندارد؛ زیرا به همان سرعت آنها نمی‌توانند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت بدهند.

مردان در ریاضیات قوی‌ترند

تحقیقات انجام شده تفاوت‌هایی را در توزیع مهارت‌های شناختی بین مرد و زن نشان می‌دهد. این تحقیقات بر پایه آزمایش‌هایی قابل شناخت است كه به اشكال مختلف و شامل آزمون‌های كتبی مانندSAT هستند . این تحقیقات علاوه بر تفاوت در مهارت‌های خاص بر تفاوت در توانایی‌های شناخت عمومی كه اغلب تحت عنوان میزان g شناخته می‌شود نیز تكیه دارد. آزمون‌های IQ كه مخصوصا برای اندازه‌گیری توانایی شناختی طراحی شده است، معمولا توانایی‌های متعددی را مورد بررسی قرار داده و نمره‌های IQ به عنوان اندازه g به كار می‌رود.

همچنین آزمون SAT یك آزمون داوطلبانه و استانداردشده تلقی می‌شود كه بین داوطلبان ورود به بسیاری از دانشگاه‌های امریكا برگزار می‌شود. این آزمون‌ها زیر نظر خدمات آزمایش تحصیلی انجام می‌شود و جنس آزمایش‌شدگان را نیز حفظ كرده و نتایج SAT براساس جنس منتشر می‌شود. در سال ۲۰۰۱، مردان در بخش شفاهی امتیاز ۵۰۹ از ۸۰۰ را آورده؛ در حالی كه زنان امتیاز ۵۰۲ از ۸۰۰ را در این آزمون بدست آورده‌اند.

به هر حال اختلاف در بخش ریاضی كاملا مشخص‌تر و ثابت‌تر است. مردان ۵۳۳ امتیاز و زنان ۴۹۸ امتیاز كسب كرده‌اند. این اختلاف سال به سال بیشتر نمود پیدا می‌كند. در واقع بررسی ملی پیشرفت تحصیلی، كه آزمون استاندارد دیگری در امریكاست، مردان را در ریاضیات كمی بالاتر از زنان می‌داند.

مطالعات محققان نشان می‌دهد، مردان ۱۷ تا ۱۸ ساله به طور متوسط ۶۳/۳ امتیاز IQ بالاتر از رقیب زن خود به دست آورده‌اند. آنها همچنین نوشته‌اند اختلاف g بین زنان و مردان در سراسر نتایج در هر تراز اجتماعی اقتصادی و در مجموعه‌های مختلف نژادی مشهود است.

مردها هم به اندازه زن‌ها پرحرفند

براساس یافته‌‌های جدید و برخلاف تحقیقات محققان در گذشته كه می‌گفتند زن‌ها ۳ برابر مردها حرف می‌زنند، مشخص شده است مردها به اندازه زن‌ها پرحرف هستند.

پژوهشگران با انجام تحقیقی دریافتند تعداد كلماتی كه بین جنس مرد به كار می‌رود، تقریبا به اندازه جنس زن است و اختلاف در حد چند كلمه بیشتر نیست.

در همین زمینه كارشناسان روابط اجتماعی معتقدند درونگرایی و برونگرایی در پرحرفی و كم‌حرفی فرد موثر است. حتی جالب است بدانید در حالی كه زن‌ها به طور میانگین روزی ۱۶۲۱۵ كلمه بر زبان می‌آورند، روزی ۱۵۶۶۹ كلمه از دهان مردان خارج می‌شود.

آیا رنگین‌پوستان كم‌هوشترند؟

گذشته از بحث‌ها بر سر تفاوت ضریب هوشی بین زن و مرد، جدال اندیشمندان و متخصصان از چند سال پیش بر تفاوت هوشی بین نژاد انسان‌ها متمركز است.

حال سوالی كه در اینجا مطرح است آن كه تاثیر ۲ عامل ژن و محیط زندگی روی ضریب هوشی چقدر است؟ فقط در صورتی می‌توان از اختلاف نژاد صحبت كرد كه ژن‌ها را عامل اصلی هوش در نظر بگیریم؛ در حالی كه بسیاری از محققان معتقدند محیط و ژن، هر كدام به نسبت ۵۰ درصد روی هوش موثرند. بعلاوه یك دلیل اختلاف میان نژادها نوع تستی است كه با آن مقدار ضریب هوشی تعیین می‌شود. كما این‌كه اگر عامل فرهنگ از تست‌‌های هوشی حذف شود، اختلاف IQ بین نژادها از بین خواهد رفت.

در امریكا رنگین‌پوستان و سفیدپوستان در یكجا با هم زندگی می‌كنند؛ ولی در آنجا هم فرهنگ و هم محیط زندگی كاملا متفاوت است. سیاهان درآمد كمتری نسبت به سفیدپوستان دارند؛ در مدارس بدتر تحصیل می‌كنند و این موضوعات روی IQ سیاهان تاثیر منفی می‌گذارد.

مطالعات دیگر نشان می‌دهد سیاهان شمال امریكا دارای ضریب هوشی بالاتری از سیاهان ساكن جنوب كشور هستند، زیرا در جنوب نژادپرستی قوی‌تر است. مساله تفاوت هوش بین رنگین‌پوستان و سفیدپوستان تحت تاثیر ایده نژادپرستی قرار می‌گیرد. به علت ناشناخته‌‌های فراوان در این زمینه، در خصوص امكان اختلاف IQ باید خیلی با احتیاط برخورد كرد.

تفاوت میان هوش منطقی وهوش هیجانی

جالب است در اینجا به تفاوت هوش منطقی و عاطفی نیز اشاره كنیم. این دو هوش ضد یكدیگر نیستند؛ بلكه فقط با هم تفاوت دارند. هوش هیجانی توانایی ادراك دقیق و ارزیابی محسوب می‌شود.

روان شناسان با استفاده از معیاری كه كاملا شبیه هوشیاری عاطفی است، به مقایسه افرادی كه دارای بهره هوشی بالا و افرادی كه دارای استعداد‌های عاطفی پرقدرتی هستند، پرداخته و تفاوت‌‌های آنها را مورد بررسی قرار داده است.

این مساله درخصوص زنان و مردان كمی تفاوت دارد. مردانی كه دارای بهره هوشی بالایی هستند، از روی علایق و توانایی‌‌های گسترده عقلانی‌شان مورد شناسایی قرار می‌گیرند. برعكس مرد‌هایی كه از نظر هوش عاطفی قوی هستند، از نظر اجتماعی ظرفیت چشمگیری برای تعهد نسبت به مردم یا اهداف خود و پذیرش مسوولیت دارند.

زن‌‌هایی كه فقط از بهره هوشی بالا برخوردار هستند، در بیان موضوعات عقلانی ارزشمند و اندیشه‌‌های خود اعتماد به نفس كافی دارند. در عین حال زن‌‌هایی كه از نظر هوش عاطفی قوی‌اند، احساسات خود را به طور مستقیم بیان می‌كنند و راجع به خود مثبت‌اندیش هستند. زندگی برای آنها معنا دارد و همچون مردان همنوع خود آدم‌‌هایی اجتماعی و گروه‌گرا هستند. همچنین آنها احساسات خود را به گونه‌ای مناسب ابراز می‌كنند و بخوبی از عهده فشار‌های روانی برمی‌آیند.

بنابراین اگرچه تفاوت های مغزی مشهودی بین دوجنس زن و مرد به اثبات رسیده اند اما براساس آنها نمی توان برای جنس خاصی برتری هوشی قائل شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic