تبلیغات
علوم و تکنولوژی و اطلاعات عمومی - مطالب بهمن 1389
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حامد ژرفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
علوم و تکنولوژی و اطلاعات عمومی




همه ی داستان زیر سر غده ‌ای است که نامش را پروستات گذاشته‌ اند و فقط در مردان می ‌توان پیدایش کرد. این ‌که پروستات چه قدر برای بدن آقایان اهمیت دارد، جای خود دارد، اما آن چه کمتر مردی به آن فکر می‌ کند این است که پروستات، پتانسیل بالایی برای سرطانی شدن دارد و اگر این گونه نبود، عنوان دومین سرطان شایع را بعد از سرطان ریه در آقایان به خود اختصاص نمی ‌داد. این در حالی است که خیلی از مردان حتی نمی ‌دانند پروستات چیست!

پروستات را غده ‌ای صنوبری شکل می ‌دانند که با ترشح مایعی در منی محیطی را فراهم می کند که اسپرم ‌ها در آن بتوانند زنده بمانند و همچنان تا زمان لقاح فعالیت کنند. این غده که در زیر مثانه قرار دارد با بالا رفتن سن تغییراتی پیدا می‌ کند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

همان ‌طور که گفته شد، پروستات پتانسیل بالایی برای سرطانی شدن دارد و این حالت ارتباطی مستقیم با بالا رفتن سن دارد. از این‌ رو بر هر مردی واجب است تا اولا با ماهیت این غده در بدن خود آشنا شود و سپس مراقب آن باشد تا در دام این سرطان نیفتد. هم ‌اکنون در ایالات متحده، سرطان پروستات، رایج‌ ترین بیماری در مردان محسوب می ‌شود و در دنیا دومین علت مرگ و میر بعد از سرطان ریه به شمار می ‌آید. حال با این تفاسیر باز هم می ‌خواهید نسبت به این غده ی پُر رمز و راز در بدن تان بی تفاوت باشید؟

همه می ‌خواهند بدانند سرطان پروستات از کجا آغاز می‌ شود و دقیقا این همان نکته ‌ای است که تمام پزشکان این روزها روی آن مانور می‌ دهند. به این معنا که نه تنها سرطان پروستات، بلکه بسیاری از سرطان‌ های دیگر اگر در مراحل اولیه تشخیص داده شوند، به راحتی قابل درمان هستند و نباید اصلا نگران باشید، اما سرطان پروستات از جمله سرطان‌ هایی است که تشخیص دیررس بیماری، بسیاری از امیدهای درمانی را از بین می‌ برد و به همین دلیل است که شناخت علائم زودرس این بیماری از اهمیت فوق ‌العاده ‌ای برخوردار است.

سرطان پروستات

علائمی ‌که باید جدی‌ گرفته شوند

اگر می‌ خواهید علائم هشدار دهنده ی سرطان پروستات را بشناسید، بهتر است با موارد زیر آشنا شوید.

1- اگر از جمله مردانی هستید که به تازگی دچار ادرار کردن پیاپی می ‌شوید یا به سختی ادرار می‌ کنید و مخصوصا سن شما هم از 60 بالا رفته حتما پروستات خود را زیر نظر یک اورولوژیست بررسی کنید.

2- بیمار عنوان می‌ کند که جریان ادرارش ضعیف شده و دیگر با فشار نمی ‌تواند ادرار را دفع کند یا عنوان می ‌کند که کالیبر ادرارش کاهش یافته است و ادراری باریک دفع می ‌کند.

3- بی ‌اختیاری ادرار نیز از جمله علائم هشدار دهنده برای سرطان پروستات است که ‌باید حتما علت آن مشخص شود.

4- بند آمدن ادرار که خود به عنوان بارزترین علامت تغییرات پروستات است، یعنی بیمار که عموما فردی است مُسن عنوان می‌ کند از چندی پیش ادرارش به سختی دفع می‌ شده و حال یک شب به دنبال یک استرس روحی دچار انسداد ادراری شده و با نگرانی بسیار به پزشک مراجعه و از درد شدید ناشی از بند آمدن ادرار شکایت می‌ کند.

5- وجود خون در ادرار نیز یکی از علائم هشدار دهنده ی مهم به شمار می ‌رود. گاهی این خون در مایع منی دیده می‌ شود و باید در اسرع وقت بررسی شود.

6- دردهای مبهم در پایین شکم آقایان اهمیت دارد و ‌باید حتما از جهت پروستات بررسی شود.

7- ناتوانی‌ های حاد جنسی و درد شدید هنگام مقاربت نیز از علائم هشدار دهنده ی سرطان پروستات است.

8ـ علائم عمومی سرطان نیز اهمیت زیادی دارند که در برخی اوقات تنها علامت بیماری محسوب می ‌شوند. در این بین ضعف و بی‌ حالی شدید، کاهش اشتها و کاهش وزن شدید به طوری که اطرافیان از آن تعجب کنند، از جمله علائم مهم بروز سرطان محسوب می ‌شود.

 

عواملی که باعث بروز سرطان پروستات می‌ شوند

سرطان پروستات

شاید نتوان گفت که بارزترین علت بروز این نوع سرطان چیست، اما تحقیقات آماری نشان داده همیشه مجموعه ‌ای از علل سبب بروز سرطان پروستات در مردان شده که مهم ‌ترین آن ها به قرار زیر است:

سن بیمار: پروستات را سرطان افراد مُسن می دانند و توصیه اکید می‌ شود که افراد بالای 60 سال همه ساله بررسی ‌های لازم را انجام دهند. در افرادی که سابقه ی این سرطان را در اقوام درجه یک خود دارند، این رده ی سنی، پایین ‌تر می ‌آید و توصیه می ‌شود از 50 سال به بعد این بررسی ‌ها به طور منظم هر ساله انجام شود.

عوامل ژنتیکی: ابتلای پدر، برادر و حتی عمو در یک خانواده می ‌تواند احتمال بروز این نوع سرطان را در فرد تا حد زیادی بالا ببرد. از این ‌رو، ارث و ژنتیک نیز به عنوان یکی دیگر از علل بروز سرطان پروستات محسوب می ‌شود.

هورمون ‌های اگزوژن: این عامل قابل توجه کسانی است که برای بدنسازی هورمون‌ های تزریقی تستوسترون و ناندرولون و... استفاده می‌ کنند. هورمون ‌های استروئیدی و آندروژن‌ ها که منظورمان انواع اگزوژن آن ها است(انواعی که از خارج وارد بدن می ‌شوند) از جمله مواردی هستند که در سنین بالا ریسک بروز سرطان پروستات و همچنین سرطان بیضه را بالا می ‌برند.

عوامل تغذیه ‌ای: نقش تغذیه بدون شک در پیشگیری و حتی درمان همه بیماری ها اثبات شده است، اما تحقیقات اخیر پزشکان نشان داده کسانی که در رژیم غذایی ‌شان میزان ویتامین ‌های C و E کم است، بدن شان در مقابل ابتلا به سرطان پروستات مستعدتر است. به تازگی پزشکان اعلام کرده ‌اند کسانی که گوجه فرنگی زیاد مصرف می ‌کنند، احتمال ابتلا به سرطان پروستات در آن ها کمتر است.

بیماری ‌های مقاربتی: بیماری‌ های مقاربتی هم از جمله علل زمینه ساز بروز سرطان پروستات به شمار می ‌رود. بیماری ‌هایی از قبیل سوزاک، سیفلیس و عفونت‌ های هرپسی، امروز اثبات شده که تنها دیگر یک بیماری ساده عفونی نیستند، بلکه با اثرات مخربی که روی پروستات می ‌گذارند، راه را برای پیدایش این سرطان کشنده در بدن باز می ‌کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()


ازدیاد سرطانی سلول‌های بافت غده

سَرَطان یا چَنگار[۱] بیماری‌ای است که در آن سلول‌های بدن در یک تومور بدخیم به طور غیر عادی تقسیم و تکثیر می‌شوند و بافت‌های سالم را نابود می‌کنند. سلول‌های سرطانی از سازوکارهای عادی تقسیم و رشد سلول‌ها جدا می‌افتند. علت دقیق این پدیده نامشخص است ولی احتمال دارد عوامل ژنتیکی یا عوامل بیرونی هم‌چون ویروس و مواد سرطانزا موثر باشد.[۲] در یک جاندار سالم، همیشه بین میزان تقسیم سلول، مرگ سلولی و تمایز، یک تعادل وجود دارد.

سرطان شامل همه انواع تومورهای بدخیم می‌شود[۳] که در پزشکی آنها را بیشتر با نام نئوپلاسم می‌شناسند.

احتمال بروز سرطان در سنین مختلف وجود دارد ولی احتمال بروز سرطان با افزایش سن زیاد می‌شود[۴] سرطان باعث ۱۳٪ مرگ‌ها است[۵] بر طبق گزارش انجمن بهداشت آمریکا ۷٫۶ میلیون نفر بر اثر سرطان و در سال ۲۰۰۷ مرده‌اند [۶] سرطان تنها ویژه انسان نیست و همه جانوران و گیاهان پرسلولی نیز ممکن است به سرطان دچار شوند.


تکثیر بی رویه سلول‌ها در سرطان

سرنوشت سلول‌ها کاملاً کنترل شده‌است و براساس نیازهای بدن می‌باشد. در جنین میزان تکثیر سلول‌ها بیشتر از مرگ سلولی است اما در جاندار بالغ میزان مرگ سلولی و تقسیم سلولی به تعادل می‌رسد. سرنوشت سلول در هر زمان، به طور کاملاً دقیق، بوسیله فاکتورهای رشد، پیام‌های محیطی و برخی پروتئین‌ها و پیامبرهای سلولی، کنترل می‌شود. جهش‌هایی که منجر به تغییر هر یک از فاکتورهای موثر در سرنوشت سلول، می‌شوند باعث بهم خوردن نظم دقیقی که در تنظیم رشد و تکثیر و تمایز سلول هاوجود دارد می‌شود و می‌تواند منجر به بروز سرطان شود. سلول‌های سرطانی کنترل خود را بر چرخه سلولی از دست داده و به طور مداوم و بدون توجه به پیام‌های سلولی و فاکتورهای رشد، به تکثیر ادامه می‌دهند. در سلول‌های سرطانی بیان پروتئین‌های سلولی تغییر کرده و برخی از آنها که نباید بیان شوند بیان شده و یا بیان برخی دیگر از ژن‌ها متوقف می‌شوند. به طور کلی فاکتورهایی که نقص در آنها منجر به از دست رفتن کنترل رشد و تکثیر سلول‌ها و بروز سرطان می‌شوند به دو دسته تقسیم می‌شوند: انکوپروتئین‌ها و پروتئین‌های سرکوبگر تومور.

همه‌گیرشناسی

در سال ۲۰۰۰ ده میلیون مورد جدید سرطان و شش میلیون مورد مرگ وابسته به سرطان در دنیا به ثبت رسید. در آمریکا هر سال در حدود یک و نیم میلیون نفر برای نخستین بار متوجه می‌شوند که به نوعی سرطان مبتلا شده‌اند. بر اساس آمار سرطان باعث مرگ ۵۵۶۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۳ شد که برابر مرگ روزانه ۱۵۰۰ نفر می‌باشد و فقط مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی و عروقی دارای شیوعی بیش از آن است[۷]. شایع‌ترین تومورها در مردان سرطان‌های پروستات، ریه و روده بزرگ می‌باشند و در زنان پستان، ریه و روده بزرگ هستند. سرطان‌های ریه، پستان، پروستات و روده بزرگ علت بیش از ۵۰ درصد سرطان‌های تشخیص داده شده و نیز مرگ ناشی از سرطان را در آمریکا را شامل می‌شوند[۸]. در طول ۵۰ سال گذشته میزان کلی مرگ وابسته سن ناشی از سرطان به طور قابل توجهی در مردان افزایش یافته در حالی که این نسبت در زنان کمی کاهش یافته است. این افزایش در مردان بیشتر به علت سرطان ریه می‌باشد ولی بهبود این نسبت را در زنان را می‌توان به کاهش واضح میزان مرگ و میر ناشی از سرطان‌های رحم، معده، کبد و از همه مهمتر سرطان گردن رحم در زنان مرتبط دانست[۹].

تفاوت‌های بارزی در میزان وقوع و مرگ و میر ناشی از انواع سرطان در سرتاسر دنیا وجود دارد. برای مثال میزان مرگ ناشی از سرطان معده در ژاپن ۷ تا ۸ برابر آمریکا است درمقابل میزان مرگ و میر ناشی از سرطان ریه در آمریکا کمی بیش از ۲ برابر ژاپن است. مرگ و میر ناشی از سرطان پوست که بسشتر به علت ملانوم بدخیم می‌باشد در نیوزلند ۶ برابر شایع تر ایسلند است که مهمترین علت آن تفاوت در معرض نور خورشید قرار گرفتن (یا نقص لایه ازن) می‌باشد.

آسبب‌شناسی

عوامل محیطی

عوامل محیطی در همه جا وجود دارند: آنها در محیط اطراف ما، در مکان کار، در غذا و ... یافت می‌شوند.از عوامل محیطی که در ایجاد سلول‌های سرطانی نقش دارند می‌توان آلودگی، دخانیات، مواد غذایی، الکل، برخی پرتوها و نیز رشد و تکثیر ویروس‌ها را نام برد که زیر مفصل تر بحث می‌شود:

  • آلودگی: نقش آلودگی در ایجاد سرطان هنوز مشخص نیست، با این وجود گمان می‌رود که آلودگی‌های شیمیایی احتمال جهش سلول‌ها را افزایش داده و می‌توانند موجب گسترش سرطان در بدن شوند. آزبست، ونیل کلراید و ۲-نفتیل آمین مثال‌های از آلودگی‌های صنعتی هستند.
  • دخانیات: مصرف دخانیات در ایجاد سرطان در مجاری تنفسی نقش اساسی دارد. ۹۰٪ [۱۰]ابتلا به سرطان ریه به دلیل کشیدن سیگار رخ می‌دهد. سیگار کشیدن مهمترین عامل محیطی منفرد در وقوع مرگ زودرس در آمریگا می‌باشد[۱۱].
  • پرتوها: برخی از پرتوها همچون پرتوهای فرابنفش خورشید موجب سرطان‌هایی چون سرطان پوست می‌شوند.

عوامل ژنتیکی

وجود سابقه سرطان بین اعضای نزدیک خانواده احتمال دچار شدن به سرطان را افزایش می‌دهد. وجود جهش در برخی ژن‌ها (که به آنها آنکوژن و ژن‌های سرکوبگر تومور می‌گویند، باعث بروز سرطان می‌شود.

ژن‌درمانی

در ژن‌درمانی سرطان از اولیگونوکلئوتید‌ها استفاده می‌شود. نمونه‌ای از این روش برای جلوگیری از ساخته شدن پروتئین پی‌جی‌پی برای خارج نشدن داروهای ضدّسرطان از سلول‌ها می‌باشد.

عوامل ایمنولوژیک(ایمنی)

نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن عاملی مستعد کننده در ایجاد سرطان ریه شناخته شده‌است.

سن

افزایش سن احتمال دچار شدن به برخی سرطانها را به شدت افزایش می‌دهد. اغلب سرطان‌ها در سنین حدود ۵۵ سال یا بیشتر از آن رخ می‌دهند. سرطان علت اصلی مرگ در میان زنان ۴۰ تا ۷۹ سال و مردان ۶۰ تا ۷۶ سال است. سرطان کودکان کمتر از ۱۵ سال را نیز دچار می‌کند. سرطان علت بیش از ۱۰ درصد موارد مرگ و میر در این گروه سنی در آمریکا می‌باشد. لوسمی حاد (نوعی سرطان خون) و سرطان‌های دستگاه عصبی مرکزی حدود ۶۰ درصد مرگ و میرها را در این سن باعث می‌شوند[۱۳].


پیشگیری

برخی از روشهای کلی مانند عدم استعمال دخانیات ، مصرف غذای سالم ، پرهیز از عوامل تراتوژن (برخی مواد شیمیایی صنعتی مانند آزبست ، اشعه یونیزان مانند کار در رادیولوژی ، نور آفتاب و ...) در پیشگیری از سرطان موثرند.

روش‌های درمان

روشهای اصلی درمان سرطان عبارتند از:

البته روشهای زیر نیز گاه در درمان سرطان به کار رفته‌اند:

  • ژن درمانی
  • آنتی‌انجیوجنسیس
  • هایپرترمیا
  • درمان بیولوژیکی یا ایمونولوژیک : که مشتمل بر بازسازی، تحریک، هدایت و تقویت سیستم طبیعی دفاعی بدن بیمار است و با بکارگیری آنتی بادی و هدایت سیستم دفاعی خود بیمار جهت مبارزه با سرطان روی می‌دهد. بکارگیری عواملی مانند اینترفرون، سلول‌هایی که فعالیت ضدتوموری مستقیم دارند، و پادتن‌های تک‌تیره رشد سرطان را کاهش می‌دهد.
  • درمان فوتودینامیک (بکارگیری رنگ و نور): در این شیوه رنگ به داخل یک رگ تزریق و سپس در تمام بدن منتشر می‌شود. پس از چند روز، این رنگ تنها در سلولهای بدخیم باقی می‌ماند. سپس نور قرمز رنگ لیزری به سلول تابانده می‌شود و رنگ درون سلول سرطانی این نور را جذب می‌کند. این امر منجر به واکنش فوتوشیمیایی که ویرانگر سلول‌ها است می‌شود.
  • سوزاندن ضایعه بدخیم با اشعه لیزر: در برخی موارد ضایعه بدخیم سرطان ریه منجر به مسدود شدن خشکنای می‌شود. در چنین موردی پزشک با سوزاندن ضایعه بدخیم با اشعه لیزر راه عبور هوا را برای بیمار باز می‌کند. این روش به گونه کامل نمی‌تواند منجر به ازبین بردن ضایعه بدخیم شود ولی کمکی است جهت آسان شدن تنفس در بیمار.

فیزیوتراپی در سرطان Physical Therapy in Cancer

سرطان یک بیماری عمومی است و می‌تواند علائم بسیاری از بیماریهای دیگر را که سرطان نبستند تقلید کند و وقتی که تشخیص سرطان داده شد آنوقت هر چه در بیمار اتفاق می افتد به سرطان نسبت داده می‌شود. چه بسیار بیماری هایی که در سرطانی وجود داشته و قابل معالجه بوده است و در اتوپی تشخیص داده شده است و اصولا علت مرگ عوارض غیر قابل درمان نبوده است. باید به این گونه بیماری‌های همراه توجه دقیق داشت درمان این عوارض گاهی سبب شده که بیمار مدتها زندگی راحتی داشته باشد. تشخیص به موقع این گونه عوارض کمک فوق العاده‌ای به بیمار می‌کند.

عوارض بیوشیمی سرطان: هیپرکلسمی، هیپوکلسمی ،هیپوناترمی ، کمبود پتاسیم، زیاد بودن پتاسیم، بالا بودن اسید اوریک، هیپر تیروئیدیسم، هیپرلپیدمی، هیپوگلیسمی، بالا رفتن آمیلاز سرم، اختلالات تغذیه و آب و الکترولیت

عوارض بالینی سرطان: سیستم قلب و عروق،سیستم تنفسی،سیستم ادراری،ضعف عضلانی،درد شدید،استئوپروز

عوارض جراحی در سرطان:برحسب محل جراحی این عوارض بسیار متنوع و متفاوت است.

عوارض شیمی درمانی ، دارو درمانی و رادیو تراپی در سرطان:عوارض گوارشی ،استئوپروز،،آتروفی عضلانی و عوارض دیگر

فیزیوتراپیست :دارای دانش فیزیولوژی و پاتوفیزیولوژی حرکت،دید کلی نگر(Holistic) ، همچنین قابلیت بکار گیری درمان‌های غیر دارویی و برنامه ریزی توانبخشی است که این مجموعه دانش فیزیوتراپی نامیده می‌شود.

اهداف فیزیوتراپی در سرطان:

• کاهش عوارض بیماری سرطان

• کاهش عوارض درمان‌های سرطان

• راه اندازی و متحرک نگاه داشتن بیمار(کاهش عوارض بستری)

• حفظ استقلال بیمار

• کاهش درد بیمار

فیزیوتراپی با متدلوژی خاص خود می‌تواند نقش مراقبتی و حمایتی مناسبی برای بیماران سرطانی بو جود آورد.یک اصل کلی در فیزیوتراپی سرطان این است :بیمار تا آخرین لحظه زندگی بروی پای خود بایستد.

نزاری ناشی از سرطان

بیماران سرطانی به طور شایع دچار از دست دادن شدید چربی بدن و توده بدون چربی بدن و به دنبال آن ضعف شدید، بی‌اشتهایی و کم‌خونی می‌شوند. این نشانگان تحلیل‌برنده نزاری نامیده می‌شود. علت اصلی نَزاری سرطان مشخص نیست با این حال شکی نیست که نزاری به علت نیازهای تغذیه‌ای تومور ایجاد نمی‌شود. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که کاشکسی در نتیجه عواملی مثل سیتوکین‌های تولید شده توسط تومور و میزبان در پاسخ به تومور به وجود می‌آید[۱۴].





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()
تومور مغزی

تومور مغزی به رشد یک توده غیر طبیعی در مغز که امکان دارد خوش خیم یا بدخیم باشد، اطلاق می شود. توجه داشته باشید که یک تومور خوش خیم مغز ممکن است به اندازه ی یک تومور بد خیم ناتوانی ایجاد کند، مگر این که به طور مناسب تحت درمان قرار گیرد.

انواع تومورهای مغزی

به طور کلی می ‌توان تومورهای مغزی را به دو گروه اولیه و ثانویه تقسیم بندی کرد:

تومورهای اولیه آن هایی هستند که از مغز و پرده‌ های پوشاننده آن (سخت شامه یا Dura mater) منشاء می ‌گیرند.

تومورهای ثانویه از سایر مناطق بدن مثل ریه، پستان،‌ دستگاه گوارش و... به مغز انتشار یافته ‌اند و اصطلاحاً متاستاز نامیده می ‌شوند.

از نظر شیوع، تقریباً هر دو مورد مشابه هستند و می توان گفت هر کدام نیمی از موارد را تشکیل می‌ دهند. اما در برخی آمارها شیوع متاستاز، بیشتر از گروه تومورهای اولیه است.

از نظر میزان بدخیمی می ‌توان متاستازها را تماماً بدخیم در نظر گرفت، در حالی که تقریباً‌ نیمی از تومورهای اولیه خوش خیم هستند.

اگر چه احتمال پیدایش تومورها در هر سنی وجود دارد اما بیشتر در کودکان 3 تا 12 سال و بزرگسالان 40 تا 70 ساله مشاهده می ‌شوند. اغلب تومورهای مغزی کودکان از نوع اولیه هستند.

علائم تومورهای مغزی:

تومورهای مغزی بسته به نواحی درگیر می‌ توانند علائم بسیار متنوع و بعضاً گول زننده‌ ای را پدید آورند.

بعضی از این علائم به حدی موذی و مرموز هستند که گاه حتی متخصصین را هم به اشتباه می ‌اندازند. به اندازه ای که گاه ماه ها حتی سال ها زمان لازم است تا توموری تشخیص داده شود.

این علائم می‌ توانند به صورت حاد و ناگهانی یا بسیار تدریجی و موذیانه پدید آیند.

محل درگیر، سرعت رشد تومور، ‌میزان دقت فرد بیمار، سطح فرهنگی - اجتماعی او و بسیاری از موارد دیگر می ‌توانند در سرعت تشخیص ارزش داشته باشند.

تومور مغزی

بعضی از علائم این تومورها عبارت هستند از:

سردرد، تشنجات، اختلال حافظه، تغییرات خلق و خو، اختلال در قدرت عضلانی بخشی از بدن، اختلالات حسی در بخشی از بدن، اختلال پیشرونده تکلمی و علائم متفرقه دیگر.

عوامل افزایش دهنده خطر

عوامل خطر ذکر شده در زیر مربوط به سرطان های سایر نقاط بدن که به مغز گسترش می یابند هستند:

* تغذیه نامناسب، به خصوص کم بودن فیبر غذایی عامل خطر سرطان روده

* سیگارکشیدن عامل خطر سرطان ریه

* مصرف الکل عامل خطر سرطان کبد

* قرار گرفتن بیش از حد در مقابل آفتاب عامل خطر ملانوم بدخیم پوست

* وجود یک سرطان دیگر در هر نقطه ای از بدن

عواقب مورد انتظار

در صورتی که تومور مغزی درمان نشود، آسیب دائمی مغز یا مرگ در انتظار بیمار خواهد بود.

رشد تومور به خارج توسط استخوان های جمجمه محدود می شود، بنابراین این مغز است که در اثر رشد تومور، تحت فشار قرار می گیرد. اگر تومور زود کشف شود و به سرعت جراحی شود یا تحت اشعه درمانی و شیمی درمانی قرار گیرد، بهبود کامل اغلب امکان پذیر خواهد بود.

عوارض احتمالی

ناتوانی یا مرگ، در صورتی که نتوان تومور را به علت اندازه یا جای خاص آن، تحت عمل جراحی قرار داد.

طرز تشخیص تومور

تشخیص تومور مغزی معمولا متضمن چند مرحله است؛ یک معاینه جسمانی و عصبی کامل می‌ تواند پزشک را به وجود تومور مغزی مظنون سازد. بسته به نتایج حاصل از این معاینه، پزشک ممکن است برای دست ‌یابی به تصاویر دقیق ‌تر از مغز یک سی‌ تی ‌اسکن یا ام. آر. آی درخواست کند.

ممکن است برای بررسی و مشاهده عروق خونی موجود در داخل و اطراف تومور مغزی به آرتریوگرافی(شریان ‌نگاری) مغزی نیاز باشد. به آزمون‌ هایی که سایر نقاط بدن را ارزیابی می ‌کنند، ممکن است برای جستجوی خاستگاه تومور مغزی احتیاج شود.

ناگفته نماند نمونه‌ برداری بافتی (بیوپسی) یعنی برداشتن تکه ‌ای از تومور برای بررسی میکروسکوپی، در برخی از موارد برای شناسایی نوع تومور لازم است.

تومور مغزی

درمان

در صورت امکان، عمل جراحی و برداشتن تومور تا حد ممکن(تا به این ترتیب از فشار روی مغز کاسته شود.)

امکان دارد از اشعه درمانی استفاده شود.

تومورهای خوش ‌خیم معمولا قابل معالجه هستند؛ هر چند گاهی محل تومور، برداشت کامل آن را غیرممکن می‌ سازد. چنان چه توموری به داخل بافت مغز نفوذ پیدا کند، به طوری که برداشت کامل آن امکان‌ پذیر نباشد، احتمال عود بیماری بعد از عمل جراحی وجود دارد. هم تومورهای خوش ‌خیم و هم انواع بدخیم می ‌توانند باعث اختلالات عصبی عمیق و جبران‌ ناپذیر شوند. فراموش نکنید تومورهای بدخیم اولیه یا ثانویه قابل علاج نیستند. تومورهای مغزی ممکن است مسیر جریان مایع مغزی نخاعی در مغز را مسدود ساخته و با تجمع این مایع در داخل و اطراف نسج مغز باعث افزایش فشار بر ساختار‌های مغز ‌شوند. این یکی از عوارض جدی تومورهای مغزی است که اصطلاحا به آن هیدروسفالی می ‌گویند. برای دفع فشار و کاهش خطر آسیب بیشتر به مغز، گاهی تخلیه این مایع ضرورت پیدا می ‌کند.

داروها

داروهای کورتیزونی برای کاهش تورم بافت مغز، داروهای ضد تشنج برای کنترل حملات تشنج، داروهای ضد درد، داروهای ضد سرطان.

فعالیت

تا حدی که قدرت شما اجازه می دهد فعالیت خود را حفظ کنید. کار، ورزش و فعالیت بدنی متوسط داشته باشید. زمانی که خسته می شوید استراحت کنید.

رژیم غذایی

رژیم غذایی عادی و متعادل داشته باشید. اگر قادر به خوردن غذای عادی نباشید، شاید اضافه کردن مکمل ویتامینی و مواد معدنی لازم باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()

روبان سرطان پروستات

در قسمت اول این مطلب درباره ی این که علائم هشداردهنده ی این نوع سرطان کدام هستند، توضیحاتی ارائه شد، اما بهتر است بدانید امروز علم پزشکی به درجه ‌ای از پیشرفت رسیده است که دیگر لازم نیست علائم بالینی پدیدار شوند تا پزشک و بیمار به این نوع سرطان مشکوک شوند؛ یعنی راه‌ هایی وجود دارند که اگر بیماران از 50 یا 55 سالگی، سالانه به طور منظم انجام دهند، می ‌توانند این نوع سرطان را در مراحل بسیار ابتدایی شناسایی و درمان کنند که طبیعتا شانس موفقیت، بسیار بالا می ‌رود.

شناسایی افراد در معرض خطر

معاینه ی غده ی پروستات: اولین اقدام در بررسی این غده است. این معاینه که به آن Digital rectal examination می‌گویند با وارد کردن انگشت پزشک داخل مقعد بیمار و لمس این غده انجام می‌‌ گیرد. نکته ی مهم اینجا است که به‌ رغم این نکته برخی مردان از انجام این معاینه ابا دارند، اما مهم ‌ترین بخش معاینه و بررسی پروستات همین قضیه است که با هیچ روشی از جمله سونوگرافی و آزمایش خون قابل‌ شناسایی نیست.

اندازه گیری PSA: تومورهای سرطانی ترکیبی را در خون آزاد می ‌کنند که به آن آنتی ‌ژن اختصاصی پروستات(PSA) می‌ گویند. پزشک می ‌تواند با اندازه‌ گیری این ترکیب در خون به راحتی سرطان را در مراحل اولیه تشخیص دهد. از این‌ رو به افراد بالای 55 سال توصیه می‌ شود هر ساله این آزمایش را انجام دهند. اگر مقدار این ترکیب در خون بیشتر از 4 نانوگرم بر دسی لیتر باشد، نگران‌ کننده است و باید بررسی‌ های بیشتری روی بیمار صورت گیرد.

انجام "سی ‌تی ‌اسکن" و "ام آر ای" از نواحی شکم و پروستات نیز از جمله روش‌ های دیگر است که پزشک از این طریق

آزمایشات تشخیصی سرطان پروستات

تغییر پروستات را مشاهده می‌ کند.

انجام بیوپسی از غده ی پروستات، کلیدی‌ ترین روش‌ غربالگری است. این روش زمانی انجام می شود که معاینه ی غده ی پروستات و یا آزمایش خون مورد مشکوکی را نشان داده باشد.

در این روش با یک سوزن از پروستات نمونه‌ برداری می‌ کنند و آن را زیر میکروسکوپ می‌ گذارند که مطمئن ‌ترین روش تشخیصی در حال حاضر محسوب می‌ شود.

 

وقتی سرطان پیشرفت می‌ کند

از بحث درمان که خارج شویم مهم‌ ترین نکته‌ ای که مدام روی آن تاکید کردیم، تشخیص زودرس سرطان بود. به این معنا که وقتی صحبت متاستاز یا پیشرفت سرطان به بافت ‌های مجاور مطرح می‌ شود، اینجا همان چیزی است که پزشکان از آن هراس دارند و به سختی می ‌توان به بیمار کمک کرد. بافت ‌هایی از قبیل استخوان ‌ها، ریه‌ ها، مثانه، بافت‌ های شکمی و روده‌ ای از جمله نقاطی هستند که به سرعت سرطان به آن نقاط متاستاز می ‌دهد و درمان را بسیار مشکل می ‌‌کند. این بیماران معمولا خیلی عمر نمی‌ کنند و بیماری در کوتاه‌ ترین زمان ممکن، آن ها را از پا در می ‌آورد.

 

چشم امید بیماران سرطانی به روش‌ های نوین درمانی

متاسفانه سرطان پروستات از جمله سرطان‌ هایی است که به سرعت در بدن پخش می ‌شود اگر بیمار به علائم هشدار دهنده بی ‌تفاوت باشد و سرطان در بدن شکل بگیرد، درمان او هر روز مشکل ‌تر خواهد شد.

چند روش درمانی در حال حاضر رایج ‌ترین روش‌ های درمانی هستند:

جراحی: عمل جراحی پروستاتکتومی هم‌ اکنون به ‌عنوان درمان طلایی بیماران مبتلا به سرطان پروستات محسوب می‌ شود. مهم‌ ترین اصل در این سرطان این است که سرطان کاملا محدود به غده ی پروستات باشد و از غده بیرون نزده باشد. این روش درمانی در کسانی کاربرد دارد که بیماری آن ها در مراحل اولیه تشخیص داده شود. به همین ‌دلیل است که این قدر به علائم هشدار دهنده اهمیت داده می شود.

سرمادرمانی

کرایوتراپی: در این روش پزشک از سرمای شدید برای درمان سرطان محدود به غده ی پروستات و از آن مهم ‌تر سرطان‌ های کوچک و موضعی استفاده می ‌کند. در این روش ابتدا یک سوند مخصوص(probe) سونوگرافی وارد مقعد می ‌شود تا پزشک بتواند تصویر سرطان مورد نظر را روی صفحه ی دستگاه مشاهده کند. سپس پزشک با فرستادن یک سوند درون غده ی پروستات از طریق شکاف کوچکی بین مقعد و کیسه ی حاوی بیضه ‌‌ها نیتروژن مایع را به غده ی پروستات هدایت می ‌کند. نیتروژن مایع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلول‌ های سرطانی بافت غده ی پروستات می ‌شود.

همان ‌طور که گفته شد از این روش در درمان سرطان‌ های کوچک و موضعی استفاده می ‌کنند و از جمله مهم‌ ترین عوارض این روش درمانی، آسیب ناشی از نیتروژن مایع به بافت ‌های مجاوری چون مثانه و روده‌ ها است.

شیمی درمانی: طبیعتا شیمی درمانی از جمله روش‌ های درمانی ثابت در بیشتر سرطان ‌ها است و در این میان در درمان سرطان‌ های پروستات نیز کاربرد دارد. در این روش با استفاده از داروهای شیمی درمانی که عملا دارو‌هایی سلول ‌کش هستند، بافت ‌های سرطانی را منهدم می ‌کنند و نکته ی مهم این است که به تازگی اخیرا با پیشرفت ‌هایی که در عرصه ی داروهای شیمی درمانی رخ داده، دیگر از خیلی از آن عوارض وخیم، خبری نیست و بیماران با کمترین عارضه که عموما هم برگشت‌ پذیر هستند، فرآیند درمانی خود را طی می ‌کنند.

سرطان پروستات از جمله سرطان‌ هایی است که به سرعت در بدن پخش می ‌شود، اگر بیمار به علائم هشدار دهنده بی‌ تفاوت باشد و سرطان در بدن شکل بگیرد، درمان او هر روز مشکل ‌تر خواهد شد

رادیوتراپی: از آن جا که تومور ممکن است در برخی اوقات به دلیل تشخیص دیررس، بافت‌ های اطراف غده ی پروستات را در بر گرفته باشد، انجام جراحی و برداشتن غده ی پروستات میسر و امکان‌ پذیر نیست. در چنین وضعیتی از روش ‌های درمانی گسترده ‌تری مانند رادیوتراپی استفاده می ‌‌شود.

در این روش پزشک به دنبال 2 هدف است:

یکی این‌ که در ابتدا جلوی پیشرفت سرطان را بگیرد و سپس سلول ‌های سرطان را از بین ببرد که معمولا اثرات درمانی خوبی در این روش ‌ها دیده می ‌شود.

رادیوتراپی خارجی: در این روش بیمار در معرض تشعشع قرار می ‌گیرد. اشعه از چند زاویه ی مختلف از خارج بدن به تومور هدایت می ‌‌شود. این روش کاملا بدون درد است ولی بیمار از عوارض جانبی مانند تحریک ‌پذیری مقعد، اسهال و خستگی مفرط ناشی از تابش پرتو، شکایت می‌ کند. اثرات اشعه ممکن است واکنش‌ های پوستی به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح و... داشته باشد. تهوع، ‌استفراغ، بی‌ اشتهایی و آسیب‌ های عروقی و تنفسی می ‌توانند از دیگر عوارض جانبی رادیوتراپی باشند. همچنین رادیوتراپی ممکن است باعث سرکوب سیستم خون ساز بدن و کاهش گلبول‌ های سفید و ضعف سیستم ایمنی بدن و در نهایت بروز عفونت شود.

رادیوتراپی داخلی یا براکی ‌تراپی(Brachy therapy): براکی‌ تراپی برای رساندن مستقیم مقدار زیادی اشعه به ضایعه ی بدخیم است. در این روش، در اتاق عمل با استفاده از سرنگ ‌های نازک، مواد یونیزه در بدن بیمار کاشته می‌ شوند.

هورمون درمانی: اگر خاطرتان باشد گفتیم عوامل هورمونی همچون تستوسترون از جمله علل زمینه‌ ساز بروز این نوع سرطان به شمار می ‌رود. از این‌ رو در مبحث درمانی نیز از داروهایی که میزان تستوسترون را در خون پایین می ‌آورند برای درمان سلول‌ های سرطانی و مهار پیشرفت بیماری استفاده می ‌کنند. البته این نوع روش درمانی به دلیل عوارض جانبی ناخوشایند برای آقایان از جمله درد و رشد سینه‌ ها مدت‌ ها است که با استقبال کمتری هم از سوی پزشک و هم از سوی بیمار مواجه می ‌شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()
عفونت‌های خونی که هنگام شیمی درمانی رخ داده‌اند.

شیمی‌درمانی یکی از روش‌های درمان سرطان و یا تخفیف موقت آن با استفاده از برخی داروهای خاص است که در اصطلاح پزشکی به آنها شیمی درمانی گفته می‌شود. کار اصلی این داروهای خاص از بین بردن عضو بیمار بدون صدمه به بافتهای مجاور آن است.این نوع از درمان اثراتی هم بر روی سلول‌ها و بافت‌های بدن دارد. یکی از اثرات این درمان ریزش موهای بدن و خشک شدن پوست است.

شیمی درمانی یک شیوه رایج در معالجه بیماری هاست که سلول‌ها و بخصوص سلول‌های میکروارگانیسم‌ها وسلول‌های سرطانی را با استفاده از داروهای شیمیای و مواد شیمیایی از بین می‌برد. معنی شیمی درمانی تنها به داروهایی که برای درمان غدد سرطانی استفاده می‌شود محدود نمی‌شود بلکه انتی بیوتیک‌ها را نیز در بر می‌گیرد.

اولین نوع مدرن ماده شیمی درمانی ارسفنامین بود که به پاول ارلیخ بر می‌گردد و همچنین ترکیبات آرسنیکی بود که در سال ۱۹۰۹ کشف شد و برای معالجه سیفیلس به کار برده شد. بعد از ان سولفانومیدها توسط دومگ و پنیسیلین توسط الکساندر فلیمنگ کشف شد.دیگر کاربردهای عامل‌های شیمی درمانی سایتواستاتیکی(شامل مواردی که بعداً به توضیح انها خواهیم پرداخت) برای درمان بیماری‌هایی مانند سفت شدگی بافتها ، رماتیسم و ورم مفاصل وبیماری‌های که به صورت خود به خودی در برابر معالجه‌ها مقاوم می‌شوند به کار برده شد.


پیشینه

کاربرد داروهای شیمیایی به هند باستان برمی‌گردد.هندی‌ها سیستمی از داروهای شیمیایی که آیورودا نامیده می‌شد را طراحی کردند که در ان بعضی از فلزات همراه با برخی از گیاهان برای معالجه طیف وسیعی از بیماری‌ها به کار برده می‌شد. بعد از انها و در زمانی نزدیکتر به زمان ما در قرن دهم میلادی می‌توان به پزشک ایرانی محمدبن ذکریای رازی اشاره کرد که استفاده ازمواد شیمیایی از قبیل مس و زاج و جیوه و نمک ارسنیک ونمک امونیم وطلا وگچ وخاک رس وصدف و قیروالکل را به منظور معالجه بیماری‌ها متداول ساخت. ساخت اولین داروی شیمی درمانی سرطان به اوایل قرن بیستم برمی‌گردد ولی در اصل این دارو به این منظور ساخته نشد و قصد استفاده از ان به عنوان دارو نبود .این ماده گاز خردل بود که در جنگ جهانی اول به عنوان سلاح جنگی به کار برده شدو در فاصله جنگ جهانی اول ودوم ودر جنگ جهانی دوم نیز بر روی ان مطالعاتی صورت گرفت.در طول جنگ جهانی دوم مشاهده شد که تعدادی از افراد که به صورت اتفاقی این گاز را تنفس کرده‌اند.تعداد گلبولهای سفید در خون این افراد به شدت کاهش یافته‌است.واین فرضیه بنا شد که اگر گاز خردل می‌تواند روند رشد سریع در تولید گلبولهای سفید را متوقف ویا کم کند پس می‌تواند بر روی سلولهای سرطانی نیز چنین اثری داشته باشد.بنابر این در سال ۱۹۴۰ در تعدادی از افراد که به نوع پیشرفته لیمفوما( سرطانی که به گلبولهای سفید خون مرتبط است) مبتلا بودند دارو به جای ورود از راه تنفس به سیاهرگ آنها تزریق شد. بهبود انها موقتی ولی قابل ملاحظه بود . این تجربه به تحقیقات گسترده در باره مواد مشابهی که بتوانند بر روی سلول‌های سرطانی چنین اثری بگذارند انجامید. صنایع چند ملیارد دلاری داروسازی ساخته شد وانقلابی هدفمند درزمینه داروسازی به وقوع پیوست.ولی محدودیت‌های در زمینه داروهای شیمایی وجود داشت که هنوز نیز وجود دارد.

اساس و مبنای عملکرد

سرطان اصولا یک روند رشد در تولید مثل سلولهاست که قابل کنترل نیست وهمراه با رفتارهای خطرناک وهجومی این توده سلولی می‌باشد. سرطان ممکن است بنا به دلایل ژنتیکی و یا محیطی رخ دهد.به طور کلی بسیاری از داروهای شیمیایی که به منظور شیمی درمانی سرطان به کار برده می‌شوند بر روی تقسیم سلولی سلول‌های سرطانی اثر میگذارند به خصوص در مورد ان دسته از سرطانهایی که سرعت تقسیم سلولی در انها بسیار بالاست. این داروها که سبب اسیب رساندن به سلول می‌شوند. سایتوتوکسیک نامیده می‌شوند برخی از این داروها باعث می‌شوند که سلول‌ دستخوش تغییرات اساسی شده و رشد آن متوقف شود که به برنامه ریزی برای مرگ سلول نیز معروف است. دانشمندان هنوز در حال بررسی ومطالعه ویژگی‌های منحصر به فرد سلول‌های سرطانی خطرناک ومقاوم هستند تا بتوانند انها را به طور ویژه مورد هدف قرار دهند.این کار به این دلیل است که در طول فرایند شیمی درمانی علاوه بر سلول‌های سرطانی سلول‌های دیگر مانند سلول‌های مربوط به رشد مو وسلولهای داخلی روده که سرعت رشد بالای دارند مورد حمله قرار می‌گیرند وجریان رشد انها نیز متوقف می‌شود که با عث اختلال در امور بیمار می‌شود. اگرچه بعضی از داروهای مناسب تر نیز ساخته شده که پزشکان را قادر می‌سازد تا به نحو بهتر به درمان سرطان بپردازند. شیمی درمانی بر روی تقسیم سلولی تاثیر می‌گذارد وبه ویژه تومورهای با رشد بالا بیشتر تاثیر می‌پذیرند.چراکه در هر حال تعداد زیادی از سلول که در حال تقسیم هستند مورد حمله قرار می‌گیرند.وتومورهای بدخیم با رشد پایین بیشتر کمتر تاثیر می پذیرند. دارو بر روی تومورهای جوان بسیار بهتر عمل می‌کند چرا که مکانیسم منظم تقسیم سلولی را متوقف می‌کند وتولید مثل موفق را باز می‌دارد ورشد، بسیار نامنظم شوه وهمین باعث می‌شود تا تومور کمتراز داروی شیمیایی تاثیر بپذیرد ودیگر به آن حساس نباشد. مشکل دیگری که با تومورهای سفت وتوپر داریم این است که شیمی درمانی به هسته تومور نمی‌رسد و راه حل این کار استفاده از لیزر وپرتو درمانی یا عمل جراحی است. باگذشت زمان سلول‌های سرطانی بیشتر از خود مقاومت نشان می‌دهند حتی اخیرا کشف شده که بر روی سلول‌های سرطانی نوعی پمپ وجود دارد که مواد شیمی درمانی را از داخل سلول خارج می‌کند. تحقیق در مورداین نوع پمپهاادامه داردو دارو سازان برای جلو گیری از اعمال این نوع پمپ‌ها در تلاشند.

طرح‌های معالجه‌ای

امروزه استراتژی‌های زیادی به منظور معالجه وکنترل سرطان با استفاده از شیمی درمانی در حال اجرا است. شیمی درمانی ممکن است به منظور معالجه برای شفای بیمار و یا به منظور طولانی کردن عمر بیمار و تسکین درد بیمار به کار برده شود.

شیمی درمانی ترکیبی : از داروهای شیمیای همراه با دیگر درمان‌های سرطان از قبیل پرتو درمانی یا عمل جراحی استفاده می‌شود.در حال حاضر بسیاری از سرطان‌ها بدین گونه معالجه می‌شوند این نوع درمان مانند این است که بیمار را همزمان با استفاده از چند دارو معالجه کنند.این داروها در نحوه عمل ومکانیسم متفاوت هستند.مهمترین منفعت این روش کاهش مقاومت سلول‌های سرطانی درمقابل هرنوع از این داروها است.

شیمی درمانی نئوآدجوونت (یا درمان پیش معالج)

در این روش دارو به منظور کوچک کردن وکم حجم کردن تومور اولیه مورد استفاده قرار می‌گیرد وزمینه را برای درمان موضعی (جراحی و پرتو درمانی) آماده می‌کند وخطرات ناشی از این نوع معاجه‌ها را کاهش می‌دهد.

شیمی درمانی آد جوونت

زمانی این روش کاربرد دارد که شواهد کمی از حضور سرطان وجود داشته باشد ولی ریسک اینکه سرطان عود کند وجود دارد داروها کمک می‌کند که مقاومت سرطان در مقابل دیگر داروها کاهش یابد و همچنین می‌تواند سلول‌های سرطانی را که در دیگر بخش‌های بدن پخش شده‌است بکشد.این دارو بیشتر در تومورهای تازه که سرعت رشد آنها زیاد است سود مند است چون زمینه را برای معالجه دارویی فراهم می‌کند. البته باید توجه کرد که تمام دوره‌ها و رده‌های شیمی درمانی به وضعیت بیمار ومستعد بودن بیمار برای نوع معالجه بستگی دارد.وضعیت عملکرد دارو معمولاً به عنوان معیار برای اینکه ایا بیمار می‌تواند داروی شیمیایی مصرف کند و یا اینکه کاهش در مقدار مصرف یا افزایش ان باید چگونه باشد استفاده می‌شود.

انواع داروهای شیمی درمانی

عمده داروهای مورد استفاده در شیمی درمانی می‌تواند در دسته‌های زیر قرار بگیردکه شامل عوامل آلکالوئید، آنتی متابولیت‌ها ، آنترا سیکلین ، مهارکننده‌های توپوایزومرازها وعامل‌های ضد تومور می‌شود. تمام این داروها بر روی تقسیم سلولی اثر می‌گذارد و یا مانع سنتز شدن DNA می‌شود.بعضی از داروهای جدید در محدوده DNA وارد نمی‌شوند این‌ها شامل پاد تن‌های مونوکلونال و مهار کننده‌های جدید تیروزین کیناز می‌شوند که مخصوصا سلول‌های غیر طبیعی انواع خاصی از سرطان‌ها را مورد حمله قرار می‌دهد. علاوه بر این‌ها بعضی از داروها به منظور کنترل و تعدیل رفتار سلول‌های توموری بدون حمله مستقیم به این سلول‌ها به کار برده می‌شود.معالجه هورمونی از این نوع معالجه‌ها می باشد. در حال حاضر یک سیستم طبقه بندی و کدبندی برای مواد شیمی درمانی وجود دارد که این مواد را به گروهای عمده و زیادی تقسیم می‌کند که به اختصار به ان می‌پردازیم. عامل‌های آلکالوئید(A۱LO) : عامل‌های آلکالوئید(شبه قلیایی) به این خاطر اسم گذاری شده‌اند که توانای این را دارند که گروه قلیایی این داروها با تعداد زیادی از گروههای الکترونگاتیو در محیط سلول جفت شوند و پیوند دهند.سیس پلاتین و کربو پلاتین واکسالی پلاتین همه از این نوعند. دیگر داروها مکلورتامین ، سیکلوفسفامید و کلرامبوسیل هستند.این عامل‌ها به وسیله تغیر شیمیایی در DNA سلول عمل می‌کنند.

آنتی متابولیت‌ها (B۱LO ) :این داروها از تقسیم سلول با مهارساخت DNA جلوگیری می کنند. وینکا آلکالوئید (AC۱LO): وینکا آلکالویید در محل‌های مخصوصی در توبولین‌ها محصور می‌شوند واز جمع شدن توبولین‌ها در میکرو تیوبها جلو گیری می‌کنند. (یعنی فاز M چرخه سلولی). این داروها از پری وینکیل ماداگاسکار و کاتاراتس روسیس مشتق می‌شوند. وینکا الکالویدها شامل وینکریستین و وین بلاستین و وینور لبین و ویندستاین هستند.

پودوفایلو توکسین (BC۱LO): از ترکیبات مشتق شده گیاهی است که برای تولید دو داروی سایتوستاتیک که "اتوپوساید"و "تنی پوساید" هستند استفاده می‌شود .این‌ها از وارد شدن سلول به فاز۱ G (شروع ساخت مجدد DNA) و شبیه سازی DNA یعنی فاز S جلو گیری می‌کند. البته مکانیسم دقیق این عمل‌ها هنوز به طور کامل شناسایی نشده‌است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()
شیمی درمانی

مردم از شنیدن واژه ی شیمی درمانی(Chemotherapy) وحشت دارند و بر این باور هستند که هر فردی که شیمی درمانی می ‌شود، به بیماری سرطانی و درمان ‌ناپذیری مبتلا است و به‌ زودی زندگی را وداع خواهد کرد، در حالی که چنین نیست.

 

سرطان وقتی رخ می ‌دهد که سلول ‌های بدن به‌ صورت غیر طبیعی و غیر قابل کنترل تکثیر شوند.

 

شیمی درمانی به وسیله ی جلوگیری از تقسیم و تکثیر سلول ‌های سرطانی موجب تخریب این روند می‌ شود.

 

 

داروهای شیمی درمانی از طریق خون به سلول ‌های سرطانی و تمام قسمت ‌های بدن منتقل می‌ شوند.این داروها روی سلول ‌های سالم هم اثر تخریبی دارند که به ‌صورت عوارض جانبی بروز می‌ کند؛ این عوارض موقتی هستند و با پایان درمان قطع می ‌شوند.

کاهش تعداد سلول ‌های خونی

یکی دیگر از مهم ‌ترین عوارض شیمی‌ درمانی، کاهش تعداد سلول ‌های خونی است. اهمیت این عارضه تا حدی است که می ‌تواند موجب مرگ بیمار شود. شما با مدیریت صحیح این عارضه می ‌توانید در موفقیت درمان تان نقش بسزایی داشته باشید. مقاله حاضر به شما کمک می ‌کند با همکاری پزشک و پرستار، بسیاری از مشکلات خونی ‌تان را رفع کنید.

اندام ‌های داخلی از قبیل مغز استخوان، طحال و کلیه به کمک سیستم گردش خون و شبکه عروق و غدد لنفاوی کار تولید و تکامل سلول‌ های خونی را انجام می ‌دهند. مغز استخوان به‌ صورت یک بافت اسفنجی در داخل استخوان قرار دارد و به‌ طور دائم در حال ساختن سلول‌ های خونی است. محصول نهایی مغز استخوان، گلبول‌ های قرمز، گلبول‌ های سفید و پلاکت‌ ها است. این سلول‌ ها بعد از ساخته شدن توسط سیستم گردش خون و شبکه لنفاوی به نقاط مختلف بدن منتقل شده و وظایفی را انجام می ‌دهند.

داروهای شیمی ‌درمانی از طریق گردش خون به همه جای بدن منتقل شده، هر گونه رشد و تکثیر را متوقف کرده یا کاهش می ‌دهند. یکی از این نقاط، مغز استخوان است. کاهش رشد و تکثیر در مغز استخوان می ‌تواند موجب آنمی، نوتروپنی و ترومبوسیتوپنی شود.

البته با توجه به نوع دارو و تفاوت سرعت رشد سلول‌ های خونی ممکن است یکی از 3 عارضه ی مذکور یا هر سه رخ دهد.

چه باید کرد؟

شیمی درمانی

در صورت بروز هر کدام از 3 عارضه، پزشک معالج، تدابیری را در نظر می ‌گیرد و با استفاده از روشی خاص، آن ‌را درمان می ‌کند.

ممکن است پزشک معالج به ‌دلیل کاهش سلول ‌های خونی میزان دارو را کاهش دهد یا مدتی درمان را به تاخیر بیندازد. برنامه ی درمانی که پزشک برای شما تعیین کرده بهترین تصمیمی است که می ‌توانسته اتخاذ کند. وقتی برنامه درمانی به هر دلیلی کاهش یابد یا به تاخیر بیفتد در واقع درمان، ناقص انجام شده است.

شیمی‌ درمانی روش ‌ها و مقادیر متفاوتی دارد. اگر سلول ‌های خونی کاهش شدید داشته باشند پزشک، برنامه ی درمانی را طوری تنظیم می‌ کند که مشکلی به ‌وجود نیاید.

گاهی هم به ‌رغم بروز مشکلات از بیمار می ‌خواهد که عوارض را تحمل کند تا برنامه ی درمانی تکمیل شود.

به گفته ی متخصصان خون، هر کدام از عارضه ‌های آنمی، نوتروپنی و ترومبوسیتوپنی نیازمند درمان اختصاصی هستند.

* فراورده های خونی

سازمان انتقال خون با پالایش خون‌ های اهدایی جهت آنمی و ترومبوسیتوپنی فراورده‌ هایی را آماده می‌ کند.

این فراورده‌ ها که شامل خون کامل، خون شسته شده و پلاکت است در بانک خون نگهداری می ‌شود و پزشک معالج در صورت نیاز تجویز می ‌کند. فراورده‌ های خونی بیشتر در مواقعی کاربرد دارد که نیاز باشد سریعا وضعیت گلبول قرمز و پلاکت بهبود پیدا کند.

* فاکتورهای رشد خون ساز(Hematopoietic Growth Factors)

این مواد، تولید سلول ‌های خونی را در مغز استخوان تحریک می‌ کنند. فاکتور رشد خون ساز اضافی در بدن می ‌تواند اثرات شیمی‌ درمانی روی مغز استخوان را تا میزان زیادی کنترل کند. در طول شیمی ‌درمانی ممکن است فاکتور رشد خون ساز به‌ صورت تزریقی تجویز شود تا تولید سلول‌ های خونی جدید به حفظ وضع سلامتی کمک کند. برای هر کدام از سلول‌ های خونی فاکتور رشد خون ساز اختصاصی وجود دارد که ممکن است در طول درمان از انواع آن ها استفاده شود. بیشتر فاکتورهای رشد خون ساز به‌ صورت تزریق زیر جلدی تجویز می ‌شود. محل تزریق می ‌تواند بازو، ران،  باسن یا شکم باشد و با توجه به نوع فاکتور رشد خون ساز به‌ صورت روزانه، یک روز در میان و هفتگی تزریق می ‌شود.

فاکتور‌های رشد خون ساز دارای عوارضی هستند که معمولا جدی نیستند و به ‌وسیله دارو درمانی به خوبی قابل کنترل هستند. همه ی عوارض ناشی از تزریق فاکتور رشد خون ساز، موقتی بوده و با پایان درمان، ناپدید می‌ شوند.

بعضی از این عوارض عبارت هستند از: ادم (ورم)، تپش قلب، درد استخوانی و افزایش فشار خون. علائمی که ممکن است بروز کنند عبارت هستند از: خون ریزی بینی، خون ریزی دهان و لثه، خون ریزی شدید در زمان  قاعدگی، خون مُردگی ریز و نقطه‌ ای در پوست، خون ریزی شدید و استفراغ یا مدفوع خونی.

ریزش مو

شیمی درمانی

ریزش مو یکی از عوارض شیمی‌ درمانی در استفاده از برخی داروها است. ریزش مو در عین حال به طول مدت درمان و میزان مصرف دارو بستگی دارد. در این افراد ریزش مو ناشی از آسیب به پیاز مو است و ساقه ی مو مقاومت خود را در مقابل شستن، فشار و شانه ‌زدن از دست می ‌دهد. ریزش مو معمولا حدودا پس از 2 هفته از روز شروع نخستین مرحله ی شیمی‌ درمانی شروع می ‌شود و معمولا قابل برگشت است.

رویش جدید مو معمولا حدود 2 ماه پس از پایان شیمی درمانی است. سوء تغذیه و کمبود پروتئین می ‌تواند به ریزش مو در بیماران شدت بخشد. از نظر روانی ریزش مو می ‌تواند اثرات منفی زیادی در بیماران به‌ خصوص خانم‌ های جوان داشته باشد. اضطراب، غم، خشم و ترس از تمسخر دیگران موجب انزواطلبی بیماران می ‌شود و این اثرات روانی می‌ توانند بر روابط اجتماعی و حتی زندگی جنسی برخی از بیماران اثر کند.

چه باید کرد؟

برای جلوگیری و کاهش اثرات روانی منفی ناشی از ریزش مو می‌ توان قبل از درمان بیماران را به مقابله با آن آماده کرد.

البته روش ‌هایی برای جلوگیری یا کاهش ریزش مو در این بیماران پیدا شده است؛ هر چند خود این روش ‌ها تا حدودی مشکل‌ آفرین هستند ولی در کاهش ریزش مو و اثرات روانی منفی آن مؤثر هستند.

نکات مهم:

* در هنگام دریافت فاکتور رشد خون ساز، زمان بندی را طبق دستور پزشک رعایت کنید.

* در صورت تداخل شیمی ‌درمانی با سایر برنامه ‌های درمانی مانند واکسیناسیون یا حوادث خاص با پزشک معالج مشورت کنید.

* هر سؤال مرتبط با وضعیت سلامتی ‌تان را یادداشت کرده و هنگام ویزیت از پزشک یا پرستار سؤال کنید.

* درمان را نیمه ‌کاره رها نکنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()

ماهواره مخابراتی میل‌استار

ماهواره، یا «قمر مصنوعی»، به دستگاه‌های ساخت بشر گفته می‌شود که در مدارهایی در فضا به گرد زمین یا سیارات دیگر می‌چرخند.

اهمیت ماهواره‌ها برای مخابرات و بررسی منابع زمینی و پژوهش و کاربردهای نظامی و جاسوسی روزافزون است. بخشی از پژوهشهای علمی و تخصصی که در آزمایشگاه‌های مستقر در فضا انجام می‌شود، هرگز نمی‌توانست روی کره زمین جنبه عملی به خود گیرد.


تاریخچه

ظاهرا نخستین اشاره به ماهواره در ادبیات، نوشته‌ای از ادوارد اورت هیل است. او در سال ۱۸۶۹ در داستانی بنام «ماه آجری» از ماهواره‌ای حامل انسان نام می‌برد که به دور زمین می‌گردد. ژول ورن نیز در داستان «میلیون‌های بگم» در سال ۱۸۷۹ از گلوله توپی نام می‌برد که بطور ناخواسته در مدار زمین به گردش درآمده‌است. کنستانتین سیولخوسکی نیز در رساله خود بنام «اکتشاف فضای کیهانی با وسائل عکس‌العملی» در میان انبوهی از اندیشه‌های نو در مورد فضانوردی، از ماهواره نیز نام می‌برد. در سال ۱۹۴۵ آرتور سی. کلارک نویسنده داستان‌های علمی، برای اولین بار پیشنهاد کرد که ماهواره‌های ارتباطی برای تامین ارتباط در سراسر زمین در مدار زمین‌هم‌زمان کره زمین قرار گیرند.

ایده استفاده از ماهواره‌های ساخت دست بشر، برای اولین بار در پایان جنگ جهانی دوم بر سر زبان‌ها افتاد.دانشمند، ریاضی دان و نویسنده مشهور انگلیسی آرتور سی کلارک Arthur C Clarke یکی از بزرگ‌ترین خالقان داستان‌های تخیلی، برای اولین بار پیشنهاد قرار دادن یک ماهواره ارتباطی را در مدار ژیوسنکرون زمین Geostationary Orbit یا مدار کلارک که در فاصله تقریبا ۳۶۰۰۰ کیلومتری سطح زمین و بالای خط استوا (جایی که قابلیت دسترسی به تقریبا ۴۰٪ سطح زمین در آن مکان وجود دارد) قراردارد، را جهت پوشش سیگنال‌های رادیو یی و تلوزیونی را داد.

ماهواره‌ای که در مدار ژیوسنکرون زمین و در بالای خط استوا و هماهنگ با سرعت زمین و با زاویه‌ای ثابت، حرکت می‌کند، قسمت مشخصی از سطح زمین را بطور ثابت پوشش می‌دهد.از یک ایستگاه زمینی نیز بصورت یک نقطه ثابت، قابل رویت است.ماه، خورشید، و دیگر ستارگان و سیارات منظومه شمسی باعث تا ثیر گذاری بروی ماهواره در مدار خود می‌شود که احتمال جابخایی از مکان خود را دارد. برای جلوگیری از این مسیله، موتورهای مخصوصی که بوسیله ایستگاه‌های زمینی کنترل می‌شوند، کمک می‌کنند که ماهواره‌ها در مکان خود ثابت باقی بمانند.

جهت برقراری ارتباط از یک ایستگاه زمینی، معمولاً احتیاج به یک دیش بزرگ که بنام Uplink Antenna معروف است، می‌باشد و باعث تمرکز اطلاعات ارسالی به ماهواره می‌شود. در ارتباط بین ماهواره و ایستگاه زمینی معمولاً از دو نوع موج و فرکانس متفاوت استفاده می‌شود.یکی برای Uplink و دیگری برای Downlink. دیش نصب شده بروی ماهواره، سیگنال ارسالی ازایستگاه زمینی را دریافت کرده و به یک دستگاه گیرنده می‌رساند و پس از یک سری پردازش، به فرستنده ماهواره انتقال می‌دهد و از طریق آنتن فرستنده ماهواره، مجدداً به سمت زمین باز تابش داده می‌شود.

سیگنال ارسالی به سطح زمین، بوسیله دیش‌های معمولی، دریافت و جمع آوری شده و به دستگاه گیرنده ماهواره، از طریق LNB انتقال پیدا می‌کند.

قدرت سیگنال دریافتی بر روی زمین، نسبت به فاصله و زاویه و.... ماهواره و نقطه گیرندگی، متفاوت بوده و بصورت یک الگوی خاص به نام سایه ماهواره یا footprint معرفی می‌شود.

همیشه قدرت سیگنال ماهواره در مرکز سایه، بیشترین مقدار را دارا می‌باشد و در گوشه‌ها، از کمترین مقدار، برخوردار است. توجه به این نکته لازم است که دریافت سیگنال در خارج است سایه، احتیاج به دیش‌های بزرگ تر، دارد. امواج سانتی متری، جهت ارسال سیگنال ماهواره به زمین، مورد استفاده قرار می‌گیرد که محدوده فرکانسی آنها بین ۳-۳۰ MHz می‌باشد.

دلیل اصلی استفاده از این امواج رادیویی کوتاه، انتشار راحت امواج و تاثیرات کم نویز و مزاحمت‌های فرکانسی است. البته فرکانسهای بالاتر از ۱۵ Ghz، بصورت وحشتناکی بوسیله اکسیژن هواوبخار آب تضعیف می‌گردند. ماهواره‌ها سیگنالهای ارسالی خود را بصورت قطبی و با دو حالت افقی و عمودی ارسال می‌کنندو گاهی اوقات نیز بصورت دورانی، چپ گرد و راست گرد. در سیستمهای دیجیتال، امکان ارسال DATA و چندین شبکه تلوزیونی و رادیویی بروی یک فرکانس وجود دارد.

لغت ماهواره طبق تعریف , به سفینه‌ای گفته می‌شود که درمداری به دوریک سیاره معمولاً زمین درحال گردش باشد. در عصری که ما در آن زندگی می‌کنیم , ماهواره وتکنولوژی وابسته به آن آنچنان درتاروپود جوامع بشری نفوذکرده وبه پیش می‌تازدکه نقش تعیین کننده آن درسیرتحولات تمدن بشری ,قابل توجه‌است.بخشی ازتحقیقات وپژوهشهای علمی -تخصصی که درآزمایشگاههای مسقتر در فضا انجام می‌شود , هرگز نمی‌توانست روی کره زمین جنبه عملی به خود گیرد. این تحقیقات که بسیارمتعدد ومتنوع است ,درتخصصهای پزشکی , داروسازی , مهندسی مواد, مهندسی ژنتیک ودهها مورددیگر, تا به حال دستاوردهای بسیار ارزنده‌ای را به جوامع بشری عرضه کرده‌است.ماهواره‌ها که در فضا درحال گردشند, می‌توانند اطلاعات باارزشی در اختیارانسان قرار دهند که منجربه تحولات شگرفی در زمینه‌های گوناگون شود. ماهواره‌های کشف منابع زمینی هواشناسی , مخابراتی , پژوهشی ونظامی ازاین نوعند.


تاریخچه ماهواره‌های مصنوعی: اولین ماهواره مصنوعی اسپوتنیک ۱ (Sputnik ۱) بود که توسط شوروی در ۴ اکتبر ۱۹۵۷ شروع به کار کرد. که این باعث به راه افتادن یک رقابت فضایی بین شوروی و آمریکا شد. آمریکا نیز اولین ماهواره خود را در ۳۱ ژانویه ۱۹۵۸ به فضا پرتاب کرد. بزرگترین ماهواره مصنوعی که هم اکنون به دور زمین می‌چرخد ایستگاه بین‌المللی فضایی می‌باشد.

نخستین پرتاب توسط کشور
کشور↓ سال پرتاب↓ نخستین ماهواره↓
Flag of the Soviet Union.svg اتحاد جماهیر شوروی (Flag of Russia.svg روسیه) ۱۹۵۷ اسپوتنیک ۱
Flag of the United States.svg ایالات متحده ۱۹۵۷ اکسپلورر ۱
Flag of France.svg فرانسه ۱۹۶۵ آستریکس
Flag of Japan.svg ژاپن ۱۹۷۰ اسومی
Flag of the People's Republic of China.svg چین ۱۹۷۰ دونک فانگ هونگ ۱
Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا ۱۹۷۱ پراسپرو ایکس-۳
Flag of India.svg هند ۱۹۸۰ روهینی
Flag of Israel.svg اسرائیل ۱۹۸۸ اوفک-۱
Flag of Ukraine.svg اوکراین ۱۹۹۵ سیچ-۱
Flag of Iran.svg ایران ۲۰۰۹ امید ۱

انواع ماهواره

•ماهواره ضد سلاح: که بعضی مواقع ماهواره‌های کشنده نیز خوانده می‌شوند، که ماهواره‌هایی هستند که برای خراب کردن ماهواره‌های دشمن و دیگر سلاح‌های مداری و اهداف دیگر طراحی شده‌اند. که هم آمریکا و هم روسیه از این نوع ماهواره دارند.

•ماهواره‌های ستاره‌شناختی: که برای مشاهده فاصله سیاره‌ها و کهکشان‌ها و دیگر اشیای خارجی فضا استفاده می‌شود.

•ماهواره‌های زیستی : ماهواره‌هایی هستند که برای حمل ارگانیسم‌های زنده طراحی شده‌اند، عموماً برای آزمایش‌های علمی استفاده می‌شوند.

•ماهواره‌های مخابراتی : ماهواره‌هایی هستند که برای اهداف ارتباط راه دور در فضا قرار گرفته‌اند. ماهواره‌های مخابراتی مدرن نوعاً از مدارهای زمین‌همگام، مولنیا (Molniya) و پایین‌زمینی استفاده می‌کنند.

•ماهواره‌های مینیاتوری : ماهواره‌هایی هستند که دارای وزن کم و سایز کوچک به طور غیر عادی می‌باشند. طبقه بندی جدیدی که برای گروه بندی این ماهواره‌ها استفاده می‌شود عبارت است از : ماهواره‌های کوچک (۵۰۰-۲۰۰kg)، ماهواره‌های میکرو (زیر ۲۰۰kg) و ماهواره‌های نانو (زیر ۱۰ کیلوگرم)

•ماهواره‌های هدایت‌کننده : ماهواره‌هایی هستند که از پخش کردن سیگنال‌های رادیویی استفاده می‌کنند تا دریافت کننده‌های موبایل را در زمین فعال نمایند تا مکان دقیق آن‌ها مشخص شود.

•ماهواره‌های اکتشافی : ماهواره‌های مشاهداتی زمین یا ماهواره‌های مخابراتی می‌باشند، که برای کاربردهای نظامی و جاسوسی مستقر شده‌اند. • ماهواره‌های زمین‌شناسی : ماهواره‌هایی هستند که برای نظارت بر محیط، هواشناسی و ساختن نقشه و... استفاده می‌شوند.

•ایستگاه فضایی : یک ساختار ساخته دست بشر می‌باشد که برای زندگی انسان در فضای خارج طراحی شده‌است. یک ایستگاه فضایی از انواع فضاپیماها به وسیله نقصش در نیرو محرکه زیاد یا امکانات بر زمین نشستن، متمایز می‌شود-به جای موتورهای دیگر به عنوان جابه جایی به و از ایستگاه استفاده می‌شود. ایستگاه‌های فضایی برای باقی ماندن در مدار برای مدت کوتاهی طراحی شده‌اند، برای قسمتی از هفته یا ماه یا حتی سال.

•ماهواره‌های تتر (Tether) : ماهواره‌هایی هستند که به وسیله یک کابل که به آنها تتر (افسار) می‌گویند، به ماهواره‌های دیگر وصل می‌شوند.

•ماهواره‌های هواشناسی : که به طور ابتدایی برای نشان دادن آب و هوای کره زمین به کار می‌روند.

مدار ماهواره‌ها

مدار ماهواره


ماهواره در یک مسیر بسته که آن را مدار ماهواره می‌نامند، به دور زمین در گردش است. این مسیر ممکن است دایره‌ای یا بیضی شکل باشد و مرکز زمین در مرکز این مسیر یا در یکی از کانون‌های بیضی آن قرار دارد. ماهواره درصورتی که تحت تاثیر نیروهای گرانشی دیگری قرارنگیرد، همواره درصفحه‌ای به نام صفحه مداری به گردش خود به دور زمین ادامه می‌دهد. حرکت این صفحه مداری به پریود مدار و زاویه صفحه با صفحه استوا بستگی دارد. اگر این زاویه صفر باشد، صفحه مداری منطبق بر صفحه استوایی زمین می‌شود. عموما ماهواره‌ها بروی چهار نوع مدار که بستگی به نوع کاربرد ماهواره دارد، قرار می‌گیرند:

  • مدار پائین زمین
  • مدار قطبی
  • مدار زمین‌ایست
  • مدار بیضوی

ماهواره‌های مدار پائین زمین

به ماهواره‌هایی که در فاصله نسبتا کمی از سطح زمین قرار دارند، ماهواره‌های مدار پائین زمین گفته می‌شود. بیشترین ارتفاع این نوع ماهواره‌ها از سطح زمین بین ۳۲۰ تا ۸۰۰ کیلومتر است. مسیر حرکت این ماهواره‌ها از غرب به شرق و همجهت با دوران زمین بدور خود است.

بدلیل نزدیکی فاصله این نوع ماهواره‌ها از سطح زمین، سرعت حرکت این ماهواره‌ها خیلی بیشتر از سرعت دوران زمین بدور خود است. گاهی سرعت این نوع ماهواره‌ها به ۲۷,۳۵۹ کیلومتر در ساعت نیز می‌رسد. با این سرعت، این نوع از ماهواره‌ها می‌توانند در هر ۹۰ دقیقه، یک دور کامل بدور زمین بگردند.

برخی از ماهواره‌های هواشناسی، ماهواره‌های سنجش از دور و ماهواره‌های جاسوسی از این نوع‌اند.

ماهواره‌های مدار قطبی

ماهواره‌های مدار قطبی به نوعی از ماهواره‌هایی گفته می‌شود که مسیر مدار حرکت آنها عمود بر خط استوا و مسیر دوران از قطبهای شمال و جنوب می‌گذرد.

بعضی از ماهواره‌های هواشناسی، ماهواره‌های سنجش از دور و ماهواره‌های جاسوسی از این نوع‌اند.

ماهواره‌های مدار زمین‌ایست

این در حالت کلی بروی مدار زمین‌ایست و بر بالای خط استوا، در فاصله ۳۳۶۰۰ کیلومتری از سطح زمین قرار داند.

Geosynchronous orbit.gif

این نوع ماهواره‌های در فضا در مکانی ثابت قرار دارند و همراه با دوران زمین بدور خود، می‌گردند و بدلیل همین ثبات دارای سایه‌ای ثابت (معروف به «جای‌پا») بر زمین هستند.

به مدار زمین‌هم‌زمان مدار زمین‌ایست و یا مدار کلارک نیز گفته می‌شود.

تمام ماهواره‌های مخابراتی و تلویزیونی از این نوع هستند.

ماهواره‌های مدار بیضوی

این ماهواره‌ها دارای مداری بیضوی هستند.

دو نقطه مهم از مدار این ماهواره‌ها نقطه اوج و نقطه حضیض آنها است: قسمتی که به سطح زمین نزدیک می‌شوند به نام نقطه حضیض نامیده می‌شود. قسمتی که از سطح زمین دور می‌شود به نام نقطه اوج نامیده می‌شود.

مسیر حرکت و دوران این نوع ماهواره مانند ماهواره‌های قطبی از سمت شمال به جنوب است.

چون اکثر ماهواره‌های مخابراتی در مدار زمین‌ایست قرار گرفته‌اند، این ماهواره‌ها هیچ پوششی بروی قطب‌های شمال و جنوب ندارند. به همین دلیل و جهت پوشش قطب‌ها از ماهواره‌های مدار قطبی استفاده می‌شود. در واقع این نوع از ماهواره‌ها شمالی‌ترین و جنوبی‌ترین قسمت نیمکره‌ها را پوشش می‌دهند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 26 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()

دید کلی

پزشکی هسته‌ای ، شاخه‌ای از پزشکی است که در آن تشعشع و خواص هسته‌ای نوکلوئیدهای رادیواکتیو و نوکلیدهای پایدار هم برای تشخیص و هم برای درمان امراض بکار می‌روند. این امر می‌تواند یا با پرتو دهی مستقیم مریض با یک چشمه تشعشع خارجی یا با تزریق داروهای نشاندار با رادیواکتیویته به مریض تحقق یابد. زمینه پزشکی هسته‌ای و رادیو دارو در 20 سال گذشته رشد فوق العاده‌ای داشته است. پیشرفتهایی در توانایی پیش بینی‌ها ، تکنولوژی آشکارسازی و توسعه رادیو داروهای متناسب ، همه در این توسعه سهیم بوده‌اند. داروهای نشاندار رادیواکتیو که به مریض تزریق یا خورانده می‌شوند، به نام رادیو داروها هستند.



img/daneshnameh_up/6/6a/140000_orig.jpg




داروی هسته‌ای

داروی هسته‌ای یا رادیو فارماکولوژی روش دارویی خاصی است که با ترکیبات ، آزمایش یا تزریق مناسب رادیو داروها ارتباط دارد. زمینه داروی هسته‌ای مخصوصا بوسیله انجمن داروسازان آمریکا شناخته شده است.

کاربرد رادیو داروها

همانند دیگر روشهای ردیابی ، طرز عمل هسته‌ای غالبا قادر به تأمین اطلاعات مهمی است که نمی‌توانند به طریق دیگری حاصل شوند. این قضاوتی است برای پرتوگیری مریض در مقابل تشعشع. حدود خاصی در بکار بردن تشعشع برای پزشکی وجود ندارد. در این حالت ، در پرسش ، خطر - نفع بوسیله متخصص و مریض تصمیم گیری می‌شود.

طریق عمل پزشکی هسته‌ای یا برای تشخیص است و یا برای درمان و ممکن است تشعشع از چشمه‌های داخلی یا خارجی حاصل گردد. چشمه‌های خارجی تشعشع شامل چشمه‌های الکترونهای با انرژی یا گاما است. تشعشع داخلی از تزریق رادیو داروها حاصل می‌شود.

تزریق رادیو دارو

رادیو دارویی که به مریض تزریق می‌شود، باید برای مدت طولانی کافی در عنصر هدف بماند، ولی نه طولانی‌تر از حد ، تا جذب در تشعشع در حداقل باشد. مدت زمانی که در آن دارو مفید است، بستگی به نیم عمر رادیولوژیکی و نیم عمر بیولوژیکی دارد، یعنی مدت زمانی که دارو در بدن می‌ماند، قبل از آنکه بوسیله فرآیندهای متابولیکی از فعالیت افتاده یا از سیستم بدن خارج شود.

نیم عمرهای رادیولوژیکی نوکلوئیدها که معمولا در پزشکی هسته‌ای بکار می‌روند، به خوبی شناخته شده‌اند، ولی رفتار بیولوژیکی و زمان ماندن مولکول که در آن ردیاب وجود دارد، به خوبی مشخص نشده است. این امر یکی از کارهایی است که لازم است داروساز مقادیر این پارمترها را در هنگام آزمایشهای اولیه دارو تشخیص دهد.



img/daneshnameh_up/8/8c/140003_orig.jpg




نوع تشعشع

نوع تشعشع نشر شده بوسیله رادیونوکلوئید نیز یک فاکتور مهم است که لازم است بررسی گردد. قرار گرفتن نوکلید در محل خاص ، نوع تشعشع مناسب را تعیین می‌کند. در تشخیص بیشترین استفاده از رادیو داروها در عکسبرداری ساختار بیولوژیکی است. برای عکسها ، جهت تشکیل آنها ، لازم است تشعشع به اندازه کافی برای عبور از میان ماده و رسیدن به آشکارساز با نفوذ باشد. بهتر است تشعشع هنگام عبور حداقل برهمکنش را با ماده بدهد، لذا در تشعشع در حداقل خواهد بود.

بنابراین بهترین رادیونوکلیدها برای روشهای تشخیصی ، آنهایی هستند که تنها اشعه گاما یا اشعه ایکس بدون همراه با تشعشع دیگری منتشر کنند. اینها در ابتدا شامل نوکلوئیدهایی هستند که از طریق جذب الکترون یا گذارهای ایزومری ، فروپاشی می‌نمایند.

رفتار رادیونوکلوئیدی که آن را برای عکسبرداری ، مفید می‌کند، متفاوت از رادیونوکلوئیدی است که برای درمان بکار می‌رود. در درمانهای تشعشعی ، نکته این است که نسوج مریض نابود شوند.

نابودی نسوج از طریق یونیزاسیون و تولید رادیکال آزاد ایجاد شده بوسیله تشعشع انجام می‌پذیرد. بنابراین ، تشعشعاتی که دارای یونیزاسیون مخصوص بالا بوده و نیز بردهای کوتاه دارند، برای این عمل مفید هستند، چرا که این رفتار منجر به مقدار زیاد نابودی نسوج در یک منطقه کوچک و محدود می‌گردد. بهترین نوکلوئیدها برای مقاصد درمانی ، آنهایی هستند که آلفا ، بتاهای با انرژی پایین یا الکترونهای اوژه (Auger) منتشر می‌کنند.



img/daneshnameh_up/5/5e/IRAN20URANIUM.jpg




خواص هسته‌ای نوکلوئیدهای شناساگر

قسمت عمده روشهای پزشکی هسته‌ای با بکار بردن چند رادیو نوکلوئید معدود انجام می‌پذیرد. مثلا بالاتر از 90% ، روشهای تشخیص در مریض ، Tc99m یا ایزوتوپ ید را به عنوان نشان رادیواکتیو مورد استفاده قرار می‌دهند. عناصری با خواص خوب برای عکسبرداری یا درمان ، لزوما در بیومولکولهای طبیعی رخ نمی‌دهند، لذا تلاشهای تحقیقاتی زیادی در همراه نمودن این نوکلوئیدها که در ردیابهای مناسبی در مولکولهای آلی حمل کننده هستند، انجام می‌گیرد. رادیو داروها در شکلهای گوناگون شیمیایی بکار می‌روند. بعضی از این رادیو داروها به صورت خالص مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند 133Xe و بعضی به صورت یونی ، 131I ، بسیاری از رادیو نوکلوئیدهای دیگر در داخل مولکولها قرار دارند. این مولکولها از گونه‌های معدنی کوچک مانند Na332PO4 تا پروتئینهای بزرگ ، مانند آلبومین سرم 125I تشکیل می‌شوند. حتی در مقیاس بزرگ ، سلولها ممکن است با ردیابهایی چون 51Cr نشان داده شوند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 26 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()


خلاصه : مقایسه اندازه مغز و رابطه آن با هوش در زن ها و مردها
متن کل خبر : اگر یكی از نیمكره‌های مغز زنی آسیب ببیند، نیمكره دیگر كه قادر به كپی كردن تمامی قابلیت‌های نیمكره تخریب شده است، می‌تواند مسوولیت تمامی كارها و عملكردهای زندگی او را به عهده بگیرد؛ اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست.
مهم‌ترین عاملی كه باعث تفاوت در افراد می‌شود، هوش است در واقع هوش در مغز انسان جایگاه مشخصی دارد و حاصل واكنش عمومی سلول‌ها و مراكز مغز است. به طور كلی در نیمكره چپ مغز فرآیندهای تفكرات منطقی را می‌توان یافت و جایگاه عشق واحساس عاطفی در سمت راست مغز است. یك فرد می‌تواند هم كودن و هم زیرك باشد؛ تنها به این دلیل كه یك سمت مغز وی از سمت دیگر رشد بیشتری كرده است.

كما این‌كه افرادی واقعا برجسته‌اند كه می‌توانند فرآیندهای اثربخش نیمكره راست را با فرآیندهای اثربخش نیمكره چپ در هم آمیزند.

حال سوالی كه سال‌هاست ذهن بسیاری از دانشمندان و حتی خود ما و احتمالا نسل‌های گذشته ما را به خود اختصاص داده، این است كه آیا مردان از زنان باهوشترند؟ علت تفاوت در عملكرد مغزی زنان و مردان در چیست؟
چرا در بسیاری موارد ، مردان حتی در زمینه‌های خاص از زنان بهتر و كارآمدتر عمل می‌كنند؟

اگر علاقه‌مندید پاسخی برای این سوالات بیابید، آنچه در ادامه این مقاله می‌آید بخوانید. پیشاپیش بر این نكته تاكید می‌كنیم كه گرچه نتایج مطالعات و تحقیقات انجام شده تاكنون به تفاوت‌های مغزی میان زنان و مردان اشاره می‌كنند، ولیكن به هیچ وجه موید این مساله نیستند كه مردان باهوش‌تر از زنان هستند…

مطالعات علمی در مورد تفاوت توانایی‌های ذهنی میان مردان و زنان حداقل به اواسط قرن نوزدهم برمی‌گردد؛ زمانی كه مساله حق رای زنان در بعضی كشورها مطرح شد. برای مثال در انگلستان دوره ملكه ویكتوریا، فلسفه‌پردازی به نام جان استوارت میل بیان كرد كه هیچ اختلافی بین مردان و زنان نیست. در حالی كه چارلز داروین در كتاب «نسل بشر» معتقد است زنان به‌واسطه طبیعتشان نسبت به توانایی‌های ذهنی ضعیف‌تر هستند.

البته بسیاری از نظریات اولیه بر اساس روایات بودند. به هر حال بسیاری از دانشمندان چون ، پل بروكا سعی كردند از اشكال مختلف اندام‌سنجی بخصوص مقایسه اندازه جرم مغز، نتایج تجربی به دست آورند. با پیشرفت روان‌شناسی در اواخر قرن نوزدهم و ظهور آزمون‌های هوش در اوایل قرن بیستم، تلاش‌های بیشتری توسط دانشمندان مختلف برای اندازه‌گیری و آزمون تفاوت‌های ذهنی میان مردان و زنان انجام گرفت. حتی یكی از اندیشمندان برجسته زن معتقد است زنان به علت آن‌كه محدود به وظایفی چون بچه‌داری و خانه‌داری هستند، امكان درك تمام توانایی‌های خود را ندارند.

تفاوت در عملكرد مغزی

دانشمندان می‌گویند حتی در حالت استراحت و بدون عامل محرك، بخش مهمی از مغز زنان و مردان به طور متفاوت از هم رفتار می‌كنند. تلقی دانشمندان آن است كه مغز زنان و مردان در مراحل آغاز شكل‌گیری جنین در رحم شبیه یكدیگر است، اما بتدریج تا زمان بزرگسالی و بلوغ تفاوت‌های آنها آشكار می‌شود. در این زمینه احتمالا تفاوت در شمار و تعداد سلول‌های عصبی نقش بازی می‌كنند. دانستن این تفاوت‌ها می‌تواند در نحوه برخورد ما با طرف مقابلمان موثر باشد و از بعضی واكنش‌های شرطی شده در برابر زنان یا مردان جلوگیری كند.

تفاوت‌های ساختمانی مغز مرد و زن‌

پژوهشگران عصب‌شناسی، مغز زنان و مردان را در دستگاه ام.‌آر.آی گذارده و واكنش‌های مغز آنها را مورد تحقیق قرار داده‌اند. در مغز زنان اتصال‌ها و ارتباط‌های بیشتری بین دو نیمكره چپ و راست وجود دارد كه به آنها این توانایی را می‌دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتباط كمتری بین دو نیمكره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را می‌دهد تا مهارت بیشتری در استدلال‌های انتزاعی و هوش دیداری فضایی داشته باشند.

در خصوص وظایفی كه توانایی جسمی می‌طلبند، مثل نقشه‌خوانی و تمركز، مغز مردان بهتر عمل می‌كند. مغز مردها تخصصی‌تر است. این صرفا به این معناست كه تقسیم كار در آن صورت گرفته است.

به عبارت دیگر، نیمكره راست مغز مردها با عملكردهای بینایی و فضایی سروكار دارد؛ فعالیت‌هایی نظیر كسب مهارت‌های فیزیكی، تطابق‌های چشمی و ماهیچه‌ای. در حالی كه نیمكره چپ به مهارت‌های گفتاری و شناختی اختصاص یافته است؛ مهارت‌هایی نظیر بیان احساسات و درك مسائل، انتزاعی است. از طرفی، مغز زن‌ها «عمومی‌تر» است. به این معنا كه هر دو نیمكره راست و چپ مغز زن‌ها با هم روی مشكلات كار كرده و هر دو عملكردهای مشابه دارند و تقسیم كار بین آنها صورت نگرفته است.درست به همین دلیل است كه بعضی از مردم احساس می‌كنند مردها در مقایسه با زن‌ها از سرعت تصمیم‌گیری و قابلیت درك بیشتر برخوردار هستند. از جنبه دیگر اگر یكی از نیمكره‌های مغز زنی آسیب ببیند، نیمكره دیگر كه قادر به كپی كردن تمامی قابلیت‌های نیمكره تخریب شده است، می‌تواند مسوولیت تمامی كارها و عملكردهای زندگی او را به عهده بگیرد؛ اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست. چنانچه نیمكره چپ مغز مردی به واسطه سكته مغزی آسیب ببیند، این امكان وجود دارد كه توانایی تكلم را از دست بدهد. چرا كه نیمكره راست مغز آنان، تنها می‌تواند عملكردهای بینایی و فضایی را سازمان‌دهی كند. قابل ذكر است میزان سلول‌های مغز مردان ۴ درصد بیشتر از زن‌هاست و مغز آنان ۱۰۰ گرم سنگین‌تر است.

مقایسه اندازه مغز دوجنس‌

در سال ۱۸۶۱ محققی مغز ۴۳۲ انسان را آزمایش كرد و دریافت كه مغز مردها وزن متوسطی معادل ۱۳۲۵ گرم دارد، در حالی‌كه وزن متوسط مغز زن‌ها برابر ۱۱۴۴ گرم است. یك مطالعه مربوط به سال ۱۹۹۲ روی ۶۳۲۵ پرسنل نظامی بیانگر آن است كه مغز مردها حجم متوسطی برابر ۱۴۴۲ سانتی‌متر مكعب داشته، در حالی‌كه حجم متوسط مغز زن‌ها ۱۳۳۲ سانتی‌متر مكعب است. البته ‌این اختلاف اگر با ابعاد اندازه‌گیری شده بدن چون ارتفاع و سطح بدن اصلاح شود؛ كاهش می یابد ولی همچنان باقی است.

در سال ۲۰۰۵ نیز گزارشی نشان می‌دهد كه زنان در مقایسه با مردان دارای ماده سفید بیشتر و ماده خاكستری كمتری در نواحی مربوط به هوش در مغز هستند. نقشه‌برداری از مغز نشان داده كه ماده خاكستری مربوط به هوش عمومی در مردان بیش از ۶ برابر زنان است و در عوض مغز زنان دارای ماده سفیدی است كه میزانش، نزدیك به ۱۰ برابر مردان هستند. ماده خاكستری برای پردازش اطلاعات به‌كار می‌رود، در حالی‌كه ماده سفید شامل ارتباطات بین مراكز پردازش می‌شود. این گزارش تاكید می‌كند سطح نواحی مرتبط با IQ نیز بین دو جنس متفاوت است. به‌طور خلاصه مردان و زنان به‌طور واضح دارای نتایج IQ مشابهی با نواحی مغز متفاوت هستند.

هر چند زنان ممكن است دارای مغز كوچك‌تری نسبت به مردان باشند، ولی دانسیته عصبی بیشتری در ناحیه قدامی مغز آنها نشان داده شده است كه این دربرگیرنده اعمالی چون برنامه‌ریزی، قضاوت و زبان می‌شود، در حالی‌كه مردان دارای حجم ماده خاكستری بیشتری در قسمت قدامی مغز هستند.

بالاترین ضریب هوشی، متعلق به یك زن‌

زمانی كه در سال ۱۹۴۰ آزمون استنفورد بینت منتشر شد، آزمون‌های اولیه، متوسط IQ بالاتری را برای زنان نشان می‌دادند، بنابراین آزمون‌ها به‌گونه‌ای تنظیم شدند كه نتایج مشابهی برای متوسط زنان و مردان نمایش دهند.

با این حال مطالعات انجام شده طی قرن بیستم نشان داد تفاوتی در هوش كلی بین دو جنس وجود ندارد. كما این‌كه مطالعات نشان داد مردان به طور متوسط ۴/۸ امتیاز در IQ بالاتر و زنان به طور متوسط ۵/۷ امتیاز در حافظه بالاتر هستند.

جالب است این را بدانید كه بالاترین ضریب هوشی كه تا به حال در میان انسان‌ها ثابت شده، مربوط به یك زن نویسنده است.

دو نیمكره مغز انسان توسط یك تونل، به یكدیگر متصل می‌شوند. حجم ترافیك میان این دو نیمكره در مورد مردان به مراتب از زنان كمتر بوده و اساسا ارتباط میان این دو بخش مغز در میان زنان به همین دلیل تنگاتنگ‌تر از مردان است. به این ترتیب زنان اطلاعات محیطی را به مراتب آسان‌تر از مردان، گردآوری و تحلیل و پردازش می‌كنند. بدین علت زنان بهتر از مردان می‌توانند به چند كار در آن واحد بپردازند. درست برعكس ، مردان متمایلند كارها را به طور ردیف شده، پشت سرهم، آن هم دقیقا یكی پس از دیگری، انجام دهند. پیچیدگی پردازش موازی داده‌ها و اطلاعات در مغز زنان، آنها را به مراتب پیچیده‌تر می‌كند. این در حالی است كه رفتار مردان ماشینی‌تر به نظر می‌رسد.

برای مردان تغییر سریع ، مشكل است

آیا تا به حال اندیشیده‌اید كه چرا مردها در پایان روز به وقت بیشتری احتیاج دارند تا پس از كار به خود استراحت دهند؟ چنانچه مغز آنها به مدت ۸ ساعت روی فعالیت‌های مغز راست تمركز كرده باشد، اكثرشان براحتی قادر نخواهند بود به وضعیتی احساسی و ابرازگر برسند. این تفاوت‌ها، علت این كه چرا مردها بسختی می‌توانند از تعقل و عقلانیت به یك باره به سمت احساسات و عواطف تغییر موضع بدهند را توضیح می‌دهد.

مغز یك مرد در مقایسه با مغز یك زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. بنابراین هنگامی كه خانم‌ها با همسرشان مشغول گفتگو درباره مسائل مادی و اقتصادی هستند یا درگیر مكالمه‌ای روشنفكرانه هستند و ناگهان بخواهند از احساساتشان صحبت كنند، احتمالا می‌بینند كه همسرشان حوصله این كار را ندارد؛ زیرا به همان سرعت آنها نمی‌توانند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت بدهند.

مردان در ریاضیات قوی‌ترند

تحقیقات انجام شده تفاوت‌هایی را در توزیع مهارت‌های شناختی بین مرد و زن نشان می‌دهد. این تحقیقات بر پایه آزمایش‌هایی قابل شناخت است كه به اشكال مختلف و شامل آزمون‌های كتبی مانندSAT هستند . این تحقیقات علاوه بر تفاوت در مهارت‌های خاص بر تفاوت در توانایی‌های شناخت عمومی كه اغلب تحت عنوان میزان g شناخته می‌شود نیز تكیه دارد. آزمون‌های IQ كه مخصوصا برای اندازه‌گیری توانایی شناختی طراحی شده است، معمولا توانایی‌های متعددی را مورد بررسی قرار داده و نمره‌های IQ به عنوان اندازه g به كار می‌رود.

همچنین آزمون SAT یك آزمون داوطلبانه و استانداردشده تلقی می‌شود كه بین داوطلبان ورود به بسیاری از دانشگاه‌های امریكا برگزار می‌شود. این آزمون‌ها زیر نظر خدمات آزمایش تحصیلی انجام می‌شود و جنس آزمایش‌شدگان را نیز حفظ كرده و نتایج SAT براساس جنس منتشر می‌شود. در سال ۲۰۰۱، مردان در بخش شفاهی امتیاز ۵۰۹ از ۸۰۰ را آورده؛ در حالی كه زنان امتیاز ۵۰۲ از ۸۰۰ را در این آزمون بدست آورده‌اند.

به هر حال اختلاف در بخش ریاضی كاملا مشخص‌تر و ثابت‌تر است. مردان ۵۳۳ امتیاز و زنان ۴۹۸ امتیاز كسب كرده‌اند. این اختلاف سال به سال بیشتر نمود پیدا می‌كند. در واقع بررسی ملی پیشرفت تحصیلی، كه آزمون استاندارد دیگری در امریكاست، مردان را در ریاضیات كمی بالاتر از زنان می‌داند.

مطالعات محققان نشان می‌دهد، مردان ۱۷ تا ۱۸ ساله به طور متوسط ۶۳/۳ امتیاز IQ بالاتر از رقیب زن خود به دست آورده‌اند. آنها همچنین نوشته‌اند اختلاف g بین زنان و مردان در سراسر نتایج در هر تراز اجتماعی اقتصادی و در مجموعه‌های مختلف نژادی مشهود است.

مردها هم به اندازه زن‌ها پرحرفند

براساس یافته‌‌های جدید و برخلاف تحقیقات محققان در گذشته كه می‌گفتند زن‌ها ۳ برابر مردها حرف می‌زنند، مشخص شده است مردها به اندازه زن‌ها پرحرف هستند.

پژوهشگران با انجام تحقیقی دریافتند تعداد كلماتی كه بین جنس مرد به كار می‌رود، تقریبا به اندازه جنس زن است و اختلاف در حد چند كلمه بیشتر نیست.

در همین زمینه كارشناسان روابط اجتماعی معتقدند درونگرایی و برونگرایی در پرحرفی و كم‌حرفی فرد موثر است. حتی جالب است بدانید در حالی كه زن‌ها به طور میانگین روزی ۱۶۲۱۵ كلمه بر زبان می‌آورند، روزی ۱۵۶۶۹ كلمه از دهان مردان خارج می‌شود.

آیا رنگین‌پوستان كم‌هوشترند؟

گذشته از بحث‌ها بر سر تفاوت ضریب هوشی بین زن و مرد، جدال اندیشمندان و متخصصان از چند سال پیش بر تفاوت هوشی بین نژاد انسان‌ها متمركز است.

حال سوالی كه در اینجا مطرح است آن كه تاثیر ۲ عامل ژن و محیط زندگی روی ضریب هوشی چقدر است؟ فقط در صورتی می‌توان از اختلاف نژاد صحبت كرد كه ژن‌ها را عامل اصلی هوش در نظر بگیریم؛ در حالی كه بسیاری از محققان معتقدند محیط و ژن، هر كدام به نسبت ۵۰ درصد روی هوش موثرند. بعلاوه یك دلیل اختلاف میان نژادها نوع تستی است كه با آن مقدار ضریب هوشی تعیین می‌شود. كما این‌كه اگر عامل فرهنگ از تست‌‌های هوشی حذف شود، اختلاف IQ بین نژادها از بین خواهد رفت.

در امریكا رنگین‌پوستان و سفیدپوستان در یكجا با هم زندگی می‌كنند؛ ولی در آنجا هم فرهنگ و هم محیط زندگی كاملا متفاوت است. سیاهان درآمد كمتری نسبت به سفیدپوستان دارند؛ در مدارس بدتر تحصیل می‌كنند و این موضوعات روی IQ سیاهان تاثیر منفی می‌گذارد.

مطالعات دیگر نشان می‌دهد سیاهان شمال امریكا دارای ضریب هوشی بالاتری از سیاهان ساكن جنوب كشور هستند، زیرا در جنوب نژادپرستی قوی‌تر است. مساله تفاوت هوش بین رنگین‌پوستان و سفیدپوستان تحت تاثیر ایده نژادپرستی قرار می‌گیرد. به علت ناشناخته‌‌های فراوان در این زمینه، در خصوص امكان اختلاف IQ باید خیلی با احتیاط برخورد كرد.

تفاوت میان هوش منطقی وهوش هیجانی

جالب است در اینجا به تفاوت هوش منطقی و عاطفی نیز اشاره كنیم. این دو هوش ضد یكدیگر نیستند؛ بلكه فقط با هم تفاوت دارند. هوش هیجانی توانایی ادراك دقیق و ارزیابی محسوب می‌شود.

روان شناسان با استفاده از معیاری كه كاملا شبیه هوشیاری عاطفی است، به مقایسه افرادی كه دارای بهره هوشی بالا و افرادی كه دارای استعداد‌های عاطفی پرقدرتی هستند، پرداخته و تفاوت‌‌های آنها را مورد بررسی قرار داده است.

این مساله درخصوص زنان و مردان كمی تفاوت دارد. مردانی كه دارای بهره هوشی بالایی هستند، از روی علایق و توانایی‌‌های گسترده عقلانی‌شان مورد شناسایی قرار می‌گیرند. برعكس مرد‌هایی كه از نظر هوش عاطفی قوی هستند، از نظر اجتماعی ظرفیت چشمگیری برای تعهد نسبت به مردم یا اهداف خود و پذیرش مسوولیت دارند.

زن‌‌هایی كه فقط از بهره هوشی بالا برخوردار هستند، در بیان موضوعات عقلانی ارزشمند و اندیشه‌‌های خود اعتماد به نفس كافی دارند. در عین حال زن‌‌هایی كه از نظر هوش عاطفی قوی‌اند، احساسات خود را به طور مستقیم بیان می‌كنند و راجع به خود مثبت‌اندیش هستند. زندگی برای آنها معنا دارد و همچون مردان همنوع خود آدم‌‌هایی اجتماعی و گروه‌گرا هستند. همچنین آنها احساسات خود را به گونه‌ای مناسب ابراز می‌كنند و بخوبی از عهده فشار‌های روانی برمی‌آیند.

بنابراین اگرچه تفاوت های مغزی مشهودی بین دوجنس زن و مرد به اثبات رسیده اند اما براساس آنها نمی توان برای جنس خاصی برتری هوشی قائل شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()





تصاویری از پشقاب پرنده ها





تصاویری از پشقاب پرنده ها



تصاویری از پشقاب پرنده ها








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()

روان شناسان برای تعریف هوش كه پیچیده ترین فرآیند روانی است، تلاش های بسیاری كرده اند اما هنوز هم نظریه پردازان بر سر تعریف آن توافق ندارند. آنچه مسلم است، هوش یكی از جذاب ترین نیروهای روانی است كه می تواند در جنبه های مختلف رشد انسان نقش موثری داشته باشد. ..
روان شناسان برای تعریف هوش كه پیچیده ترین فرآیند روانی است، تلاش های بسیاری كرده اند اما هنوز هم نظریه پردازان بر سر تعریف آن توافق ندارند. آنچه مسلم است، هوش یكی از جذاب ترین نیروهای روانی است كه می تواند در جنبه های مختلف رشد انسان نقش موثری داشته باشد. در اینجا این سؤال به ذهن انسان می رسد كه بهره هوشی بالا ممكن است فرد را وارد بهترین دانشگاه ها بكند، اما آیا یك پزشك مشهور و یك مهندس و محقق موفق باید چیزی بیش از بهره هوشی داشته باشد؟ هیچ دلیلی ندارد افرادی كه بهره هوشی بالایی دارند حتماً موفق ترین ها باشند. كم نیستند افراد نابغه ای كه در دوران تحصیلی شان بالاترین نمرات را به دست آورند، اما وقتی وارد اجتماع شدند نه در شغل شان موفق بودند، نه در زندگی خصوصی شان نه در هیچ چیز دیگر. در مقابل، كسانی هم هستند كه در طول مدرسه هرگز معدل خیلی بالایی نداشتند، اما به جاهایی رسیدند كه خیلی از شاگرد اول ها باید زیردست آنها كار كنند؛ این همان برخورداری از هوش هیجانی است. در این مقاله سعی شده است كه ویژگی های هر دو نوع هوش مورد بررسی قرار گیرد.

بهره هوشی كه به اختصار به IQ معروف است. بهره هوشی با هوش علمی، هوش منطقی، هوش تحصیلی، هوش شناختی و هوش كتابی هم مترادف است. آلفرد بینه معتقد است هوش، چیزی است كه آزمون های روانی، آن را اندازه گیری می كنند. به نظر وكسلر، هوش، چگونگی حل مسائل در موقعیت های جدید است. پیاژه، هوش را سازگاری فرد با محیط تعریف كرده است. اما در بیشتر تعاریف چنین برداشت می شود اگر در تعریف هوش سه جنبه را رعایت كرده و آن را در تعریف بگنجانند، تعریف تقریباً كاملی به دست می آید. توانایی و استعداد كافی برای یادگیری و درك امور، هماهنگی و سازش با محیط، بهره برداری از تجربیات گذشته و به كاربردن قضاوت و استدلال صحیح و پیداكردن راه حل منطقی در مواجه شدن با مشكلات.
اصطلاح هوش هیجانی را در سال ۱۹۹۰ پیتر سالوی و جان مایر برای بیان كیفیت درك افراد، همدردی با احساس دیگران و درك رابطه هیجانات افراد با بهبود زندگی به كار بردند كه به اختصار EQ گفته می شود و هوش عاطفی، هوش احساسی و هوش اجتماعی نیز به آن اطلاق می شود.

در تحقیقات به عمل آمده، تعدادی از كودكان را كه ازنظر بهره هوشی و گروه سنی و پایگاه اجتماعی و اقتصادی از شرایط مساوی برخوردار بودند انتخاب كردند و یك جعبه شكلات برای آنها تهیه كردند. به كودكان گفته شد كه می توانند فقط یك عدد شكلات بردارند به شرطی كه اگر قدری تاخیر كنند، در زمان مشخص كه توسط آزمایش كنندگان تعیین شده بود، می توانند از ۲ عدد شكلات استفاده كنند. عده ای از كودكان زودتر از ساعت معین، یك عدد شكلات برداشتند، ولی عده ای دیگر توانستند نیازهای فیزیولوژیكی خود را به تاخیر انداخته و در زمان تعیین شده، ۲ عدد شكلات را به خود اختصاص دهند. تحقیقات بعدی نشان داد كودكانی كه انگیزه های فیزیولوژیك خود را به تاخیر انداخته بودند، دردوران بزرگسالی در مناسبات شغلی و خانوادگی و همچنین در عرصه های علمی و اجتماعی و مدیریتی، پیشرفت های چشمگیری نسبت به كودكانی كه قادر به كنترل واكنش های هیجانی خود نبودند، داشتند. مطالعات نشان داد این افراد نه تنها می توانند نیازهای بدنی را به تاخیر بیندازند، بلكه می توانند از بروز هیجانات منفی خود، ازجمله خشم و پرخاشگری جلوگیری كنند.

پژوهش های متعددی نشان داده است كه هوش هیجانی می تواند سبب افزایش سلامتی، رفاه، ثروت، موفقیت و قدرت تصمیم گیری و اراده و انتخاب و اعتماد به نفس شود.

به واقع، كیفیت زندگی را نمی توان فقط باهوش تنها سنجید و هنوز نمی دانیم چه ارتباطی بین هوش و رفتار سازشی وجود دارد. افراد در چه درجه هوشی به طور كامل می توانند از عهده برنامه های زندگی برآمده و تطبیق با محیط را انجام دهند. هوش عاطفی و هوش منطقی رودرروی هم نیستند. خیلی ها مقدار زیادی از هر دو را دارند و خیلی ها برعكس. دانشمندان به دنبال این هستند كه بدانند این دو پدیده چگونه یكدیگر را تكمیل می كنند، اما به هر حال اكنون روان شناسان عموماً سهم هوش منطقی را ۲۰درصد و سهم هوش هیجانی یا عاطفی را ۸۰درصد در كامیابی انسان ها موثر می دانند. خطرپذیری یا ریسك كه نقش مهمی در كامیابی شغلی و بازرگانی دارد نیز از ویژگی های هوش هیجانی به شمار می رود.

عقل و هوش منطقی به قدرت استدلال كمك می كنند، اما توانایی پیش بینی پیامدهای تصمیم گیری، تنها از هوش عاطفی یا هیجانی برمی آید. دانشمندان به این نتیجه رسیده اند كه از طریق هوش منطقی می توان رابطه را آغاز كرد، اما دوام آوردن آن به هوش هیجانی بستگی دارد. برای مثال، از طریق هوش منطقی می توان به استخدام درآمد، اما تنها از طریق هوش هیجانی می توان در شركتی دوام آورد، رشد كرد و به كسب درآمد و مقام و موقعیت اجتماعی بالا رسید.

فردی كه فقط بهره هوشی او بالاست(یعنی فاقد هوشیاری عاطفی است) در قلمرو ذهن، چیره دست است، ولی در دنیای خویش ضعیف است.

هوش هیجانی مجموعه ای از شایستگی ها و توانایی هاست كه ما را قادر می سازد تا كنترل خودرا به دست بگیریم و در مورد دیگران نیز آگاه باشیم. به بیان ساده، هوش هیجانی استفاده هوشمندانه از هیجانات است و در زمنیه حرفه ای به این معناست كه احساسات و ارزش های خود را نادیده نگیریم و تاثیرشان را بر رفتارمان بشناسیم.

ضریب هوشی ما حتی با روند بلوغ مان نسبتاً ثابت می ماند، ولی هوش هیجانی می تواند قوی تر شود. حتی بزرگسالان هم می توانند هوش هیجانی را در خود بپرورانند. به عنوان یك بزرگسال، شكوفاكردن توانایی های شناختی مشكل است، اما شما در هر سن و هر مرحله ای از زندگی، می توانید هوش هیجانی خود را پرورش دهید.EQ مجموعه یك سری خصوصیات اخلاقی است مثل خویشتن داری، توانایی كنترل و مدیریت موثر احساسات و عكس العمل های مخرب، اعتماد به نفس، درستكاری و امانتداری، مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری مقابل تغییرات و چالش ها، نوآوری و خیلی چیزهای دیگر. اگر IQ ، فرد را در تحصیلات موفق می كند، EQ می تواند او را در زندگی موفق كند.

EQ به عكس IQ قابل تغییر است و وابسته به شرایطی است كه فرد در آن بزرگ می شود؛ این نكته مثبت زندگی است. بالاخره دو سوم موفقیت در زندگی، دست خود ماست، پس به جای اینكه به زمین و زمان ناسزا بگوییم، بهتر است كه احساسات و هیجانات خود را كنترل كنیم. ما تنها قسمتی از خلق وخوی خود را از طریق وراثت و ژنتیك دریافت می كنیم و محكوم نیستیم كه تا آخر عمر با همان خلق وخوی زندگی كنیم. هوش منطقی از طریق وراثت و هوش هیجانی از طریق آموزش و یادگیری ایجاد می شود.

تا چندی قبل واژه هوش دغدغه همه بود؛ مادران در دوران بارداری از رژیم های غذایی حاوی فسفر استفاده می كردند تا فرزند باهوش تری داشته باشند، مدارس با آزمون های متعدد سعی در غربال كردن بچه های باهوش داشتند و مهم ترین فاكتور در مصاحبه استخدامی، میزان ضریب هوشی و معدل نمرات و مدرك متقاضیان شغل بود. خلاصه هوش، حرف اول را می زد، اما بعد از مدتی مشاهده شد كه خیلی از شاگردان ممتاز و بعضی از نخبگان در زندگی و مناسبات شغلی شان با مشكلاتی مواجه هستند و به این نتیجه رسیدند كه بهره هوشی نمی تواند توجیه فراگیری برای سرنوشت متعدد افراد باشد، بنابراین پژوهشگران دنبال عاملی گشتند كه هوش را تحت الشعاع خود قرار داده بود و این مسأله باعث گردید كه پای هوش هیجانی یا EQ به وسط كشیده شود. به عبارت دیگر هوش هیجانی تعیین كننده كامیابی انسان در زندگی شخصی، شغلی و اجتماعی است.

هر چند هوش هیجانی (EQ)با هوش شناختی(IQ) ارتباط دارد، ولی از لحاظ مفهوم نظری و عملكرد، كاملاً با آن تفاوت دارد. مؤلفه های هوش هیجانی به قرار زیر است:
۱ - درون فردی: شامل خودشكوفایی، استقلال و خودآگاهی عاطفی
۲ - بین فردی: همدلی و مسئولیت اجتماعی
۳ - سازگاری: شامل توان حل مسائل و آگاهی به واقعیت
۴ - مدیریت استرس: شامل كنترل تكانه ها و تحمل فشارها
۵ - خلق وخوی: شامل شادكامی و خوش بینی
هنگامی كه احساس خوبی داریم، دنیا را با عینك خوش بینی می بینیم و برعكس. عملكرد عاطفی، بر كاركرد عصبی روان شناختی فرد تاثیر می گذارد؛ وقتی خوش خلق هستیم، خاطرات خوب را به یاد می آوریم و وقتی افسرده هستیم، خاطرات بد، اتوماتیك وار به ذهن وارد می شوند.
هر چقدر هوش عاطفی فردی بالاتر باشد، به نقش و تأثیر عواطف بر كنش ها و رفتارهایش آگاه تر است و سعی می كند متناسب با موقعیت، بهترین عاطفه را در خود ایجاد كند تا بهترین نوع تفكر و حل مسأله را انجام دهد. فردی كه EQ بالا دارد، می داند كه چگونه تاثیر منفی هیجانات را بر تفكر خود اصلاح كند.
در یادگیری مهارت های اجتماعی، مشكل اغلب افراد، كنترل هیجانات به طور موثر است. نادیده گرفتن هیجانات می تواند اثر نامطلوبی بر تندرستی، شادابی و سلامت روانی ما بگذارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()
شاید تصور كنید كه صرفا داشتن IQ بالا می‌تواند فرزندتان را بیمه كند و از او فردی موفق در زندگی بسازد، اما این روزها روان‌شناسان از مفهومی دیگر در حوزه هوش و ذكاوت نوزادان صحبت می‌كنند شاید تصور كنید كه صرفا داشتن IQ بالا می‌تواند فرزندتان را بیمه كند و از او فردی موفق در زندگی بسازد، اما این روزها روان‌شناسان از مفهومی دیگر در حوزه هوش و ذكاوت نوزادان صحبت می‌كنند كه از آن با نام هوش هیجانی یا EQ یاد می‌كنند كه در حقیقت توانایی هدایت هیجانات شخصی در موقعیت‌های اجتماعی است كه می‌بایست كودك به مرور آن را بیاموزد.
 
 
هر چه كودك در خانواده‌ای آرام و بدون استرس زندگی را سپری كند از هوش هیجانی بالاتری برخوردار است. همچنین یكی دیگر از راهكارهای مفید در این زمینه، ایجاد شرایطی برای بالا بردن حس مسوولیت‌پذیری در كودك است كه می‌تواند در افزایش EQ موثر باشد.
كودك باید بیاموزد كه در هر سنی می‌بایست مسوولیت رفتارهای خوب یا بد خود را به عهده بگیرد و به عنوان مثال اگر مرتكب فعلی غلط شد والدین نباید مسوولیت آن را از سر دلسوزی به عهده بگیرند. افزایش هوش هیجانی از یك تعامل احساسی خوب بین والدین با كودك آغاز می‌شود.
درك احساسات فرزند و ایجاد الگوی مناسب برای بیان احساسات او می‌تواند به كودك كمك كند كه از نظر هوش هیجانی در سطح بالاتری قرار بگیرد. برای مثال در سندرم ترس، كودك را ترسو خطاب نكنید بلكه به او بگویید كه احساس ترس می‌كنی.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()

معمای مربع گم‌شده معمایی متأثر از خطای دید  است که در کلاس‌های درس ریاضیات به منظور به کارگیری تجسم هندسی دانش‌آموزان مطرح می‌شود.
این پازل دو ترکیب از اشکالی را نشان می‌دهد که ظاهراً در مجموع، دو مثلث قائم الزاویه همنهشت هستند. اما یکی از آنها یک مربع ۱×۱ فضای خالی دارد.


پاسخ

دلیل بوجود آمدن مربع خالی اینست که برخلاف فرض بیننده مساحت دو مثلث قائم‌الزاویه یکی نیست. نسبت اضلاع قائم مثلث قرمز ۸:۳ و این نسبت در مثلث آبی رنگ ۵:۲ است که متفاوتند. پس وتر حاصل از امتداد این دو در هر دو ترکیب خط راست نیست. این مقدار بسیار ناچیز بوده و قابل رویت نیست.

معماهای مشابه

نسخهٔ دیگری از این معما به چهار چهارضلعی و یک مربع کوچک در میان آنها مربوط می‌شود که در کنار هم مربع بزرگ‌‎تری می‌سازند. هنگامی که چهارضلعی‌ها می‌چرخند فضای مربع کوچک را پر می‌کنند ولی به نظر می‌رسد مربع بزرگ بدون تغییر مانده است.

تجزیه سم لوید

چهار قطعه با مجموع مساحت ۶۴ در کنار هم قرار گرفته‌اند ولی بعد از جابه‌جایی ۱ واحد به مساحت آنها اضافه می‌شود در حالی که قطعات تغییری نکرده‌اند پس مساحت کل هم نباید تغییر می‌کرد!

علت این پدیده، شیب متفاوت قطعه‌ها است، برای مثال قطعه آبی و سبز در حالت دوم هم‌پوشانی دارند و قسمتی از هر کدام با هم منطبق می‌شوند. شیب وتر قطعه آبی برابر ۰٫۳۷۵ است که روی ضلعی از قطعه سبز قرار می‌گیرد که شیب آن ۰٫۴ است. نزدیکی شیب‌ها باعث می‌شود این تفاوت در نگاه اول نمایان نشود.

 








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()

از آنجا که ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۱۵ است، فردی که ضریب هوشی ۲۵۰ داشته باشد، قطعا نابغه محسوب می شود.

به گزارش برنا، ویلیام جیم سایدیس، باهوش ترین فرد تاریخ بود که توانست در یک سالگی بنویسد، در ۵ سالگی به ۵ زبان رایج دنیا صحبت کند و در ۱۱ سالگی استاد دانشگاه هاروارد شد.

 سایدیس در سال ۱۸۹۸ در آمریکا به دنیا آمد و در سن ۴۶ سالگی نیز از دنیا رفت.

او توانایی خارق العاده ای در یادگیری ریاضیات و زبان داشت. اولین بار به خاطر رشد مغزی زود هنگام نامش بر سر زبان ها افتاد و بعدها به خاطر تمرکز بر روی ذهنش به شهرت رسید اما در نهایت خود را از انظار عمومی دور کرد و از ریاضیات هم دلزده شد ریاضیات نیز عقب کشید و با چندین نام مستعار مطلب می نوشت. از دیگر ویژگی ها او این است که می توانست در ۱۸ ماهگی نیویورک تایمز بخواند و در ۸ سالگی به ۸ زبان صحبت کند. جالب اینکه بعدها خودش زبان دیگری را به وجود آورد که نامش را VENDERGOOD گذاشت.

ناگفته نماند، ضریب هوشی انسان های نابغه بین ۱۵۵ تا ۲۰۰ است ولی سایدس در این زمینه رکورد باهوش ترین های دنیا را شکسته است. برای نمونه بد نیست بدانید که ضریب هوشی گالیله را ۱۸۰ تخمین می زنند و ضریب هوشی بیل گیتس بنیان گذار شرکت نرم افزاری مایکروسافت نیز ۱۶۰ است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()
اجاق مایکروویو - پرسی اسپنسر

 

 

پرسی اسپنسر که پس از انجام خدمت سربازی خود در نیروی دریایی ایالات متحده، در شرکت ریتون مشغول به کار شد؛ به عنوان یک نابغه الکترونیک شناخته می‌شد. در سال 1954 / 1333 اسپنسر مشغول ور رفتن با یک مگنترون مایکروویو -که در آرایه‌های راداری از آن استفاده می‌شود- بود، که ناگهان صدای عجیبی شبیه جلز و ولز کردن را در شلوار خود احساس کرد. اسپنسر با متوقف کردن کار خود، یک بسته شکلات را در جیب شلوارش پیدا کرد که شروع به ذوب شدن کرده بود. با درک این مطلب که تشعشع مایکروویو خروجی از مگنترون باعث این اتفاق شده بود، اسپنسر سریعا در خصوص استفاده‌های عملی از این ویژگی برای آشپزی مشغول به کار شد. نتیجه نهایی کار وی اجاق مایکروویو یا همان مایکروفر است که امروزه به عنوان ناجی تمام مردان مجرد و دوست‌داران خوراکی‌های فوری در سرتاسر دنیا شناخته می‌شود!

ساخارین، قند مصنوعی - ایرا رمسن، کنستانتین فالبرگ


 

 

در سال 1879 / 1258 ایرا رمسن و کنستانتین فالبرگ که مشغول کار در آزمایشگاهی در دانشگاه جان هاپکینز بودند، کار خود را برای خوردن غذا تعطیل کردند. اما فالبرگ فراموش کرد که قبل از غذا خوردن دست‌هایش را بشوید. این کار معمولا به مرگ فوری بسیاری از شیمی‌دانان منجر می‌شود، اما در مورد وی این کار منجر شد تا مزه شیرین و عجیبی را در تمام طول غذا خوردن احساس کند. این اتفاق منجر به ساخته شدن نخستین شیرین‌کننده مصنوعی جهان شد. آنها نتایج کارشان را با یکدیگر منتشر کردند، اما تنها نام فالبرگ که این ماده را کشف کرده بود در حق امتیاز این محصول ذکر شد. نامی که امروزه در بسته‌های صورتی رنگ این محصول در همه جا دیده می شود. به نظر می‌رسد که رمسن در این ماجرا به نوعی دور زده شده است. رمسن بعدها در این مورد گفت: «فالبرگ یک رذل واقعی است. من از این‌که اسم خودم را با اسم وی در یک جمله بشنوم، واقعا متنفرم!»

فنر آب زیر کاه (Slinky) - ریچارد جیمز


 


در سال 1943 / 1322، مهندس نیروی دریایی آمریکا ریچارد جیمز مشغول تحقیق در این خصوص بود که چطور می‌توان با استفاده از فنر، تجهیزات حساس بیرون کشتی‌ها را از نوسانات شدیدی که منجر به خرابی آنها می‌شود، محافظت کرد. در حین کار وی یکی از مدل‌های خود را با عصبانیت از روی میز به پایین پرتاب کرد. اما اختراع وی به جای این‌که محکم با زمین برخورد کند، به شکل زیبایی به سمت پایین جهش کرد و مجددا شکل اصلی خود را به دست آورد؛ خیلی بیهوده، خیلی فرز و خیلی آب زیر کاه! این فنر به یک اسباب‌بازی محبوب برای کودکان تبدیل شد. قبل از این‌که هر کودکی بتواند با پیچاندن و کشیدن فنری که پدر و مادرش برای وی خریده بودند، نهایتا آن را خراب کند، 300 میلیون از این فنرها در دنیا فروخته شده بود!

خمیر بازی - شرکت Kutol Products

 

 

 

پیش از اینکه خمیر بازی Play-Doh به یک ابزار آموزشی مفید در فرایند تربیت کودکان تبدیل شود، به عنوان یک محصول پاک‌کننده اختراع شده بود. این خمیر ابتدا به عنوان محصولی برای تمیز کردن کاغذدیواری‌های کثیف به بازار معرفی شد، اما این مساله مربوط به قبل از زمانی می‌‌شود که شرکت تولید کننده آن در سراشیبی سقوط قرار گیرد. آن‌چه شرکت Kutol Products را از ورشکستگی نجات داد، موفقیت محصول آنها در تمیز کردن دیوارها نبود، بلکه استفاده بچه‌های دبستانی از این محصول برای خلق کاردستی‌های مجسمه‌سازی سال نو بود. با حذف ترکیبات پاک‌کننده و اضافه کردن رنگ و یک عطر ملایم، شرکت محصولات کوتول پاک‌کننده خود را به یکی از محبوب‌ترین اسباب‌بازی‌های تمام تاریخ تبدیل کرد: خمیر مجسمه‌سازی. به این ترتیب شرکتی که در حال ورشکستگی بود، ناگهان به موفقیت عظیمی رسید. گاهی اوقات شما نمی‌دانید که چقدر باهوش هستید، تا این‌که یکی از راه می‌رسد و شما را متوجه آن می‌کند!

چسب همه کاره - هری کوور

 

 

در یکی از آشفته‌ترین لحظات اکتشاف در طول تاریخ، دکتر هری کوور از آزمایشگاه کداک در سال 1942 / 1321 دریافت که ماده سیانواکریلیت که وی ساخته بود، یک شکست ناامیدکننده محسوب می‌شود. بر خلاف انتظار وی، این ماده به هیچ وجه برای ساخت یک دستگاه زاویه‌یاب با دقت بالا مناسب نبود. ماده‌ای که وی ساخته بود به طرز باورنکردنی به هر چیزی می‌چسبید، بنابراین وی این ماده را فراموش کرد. شش سال بعد هنگامی‌که کوور سرپرست یک پروژه در خصوص طراحی پوشش جدیدی برای هواپیما بود، باز هم ترس از بلااستفاده بودن سیانواکریلیت تمام وجود وی را فررا گرفت. اما این دفعه کوور مشاهده کرد که این ماده، اتصالی قوی را بدون نیاز به گرم کردن ایجاد می‌کند. کوور و گروهش مواد مختلفی را در آزمایشگاه با استفاده از این ماده تعمیر کردند و در نهایت یک استفاده مفید را برای این ماده دیوانه کننده پیدا کردند. کوور حق امتیاز کشف خود را ثبت کرد و در سال 1958 / 1337 سانواکریلیت به عنوان یک چسب همه کاره در تمام فروشگاه‌ها عرضه شد.

تفلون - روی پلانکت

 

 

دفعه بعد که شما یک نیمرو را بدون چسبیدن به کف ماهی‌تابه درست کردید، از شیمی‌دانی به نام روی پلانکت تشکر کنید که به صورت کاملا اتفاقی در سال 1938 / 1317 تفلون را اختراع کرد. پلانکت هنگامی‌که به محصول آزمایش خود در یک سردخانه سر می‌زد، امیدوار بود که توانسته باشد نوع جدیدی از CFC ها را بسازد. اما هنگامی‌که وی محفظه‌ای را که تصور می‌کرد باید سرشار از گاز باشد بررسی کرد، متوجه شد که ظاهرا تمام گاز ناپدید شده است و تنها تعدادی پولک سفید باقی مانده است. پلانکت شیفته این خرده‌های شیمیایی مرموز شد و مشغول مطالعه بر روی خواص آنها شد. ماده جدید ثابت کرد که یک روان‌کننده عالی با نقطه ذوب فوق‌العاده بالا است. این ماده ابتدا در جعبه دنده‌های نظامی استفاده شد و امروزه از آن برای تولید ظروف نچسب آشپزخانه استفاده می‌شود.

باکلیت - لئو بیکلند

 

 

در سال 1907 / 1286، لاک شیشه‌ای عمدتا برای عایق کردن قسمت‌های داخلی تجهیزات الکترونیکی اولیه مانند رادیو و تلفن استفاده می‌شد. صرف‌نظر از اینکه این ماده از بدن نوعی سوسک آسیایی به دست می‌آمد، وسیله خوبی بود. البته این ماده ارزان‌ترین یا ساده‌ترین راه برای عایق کردن یک سیم به شمار نمی‌رفت. ماده‌ای که شیمی‌دان بلژیکی، لئو بیکلند به جای این ماده یافت، پلی‌اکسی‌بنزیل‌متیلن‌گلیکول‌آنیدرید بود. این ماده که نخستین پلاستیک مصنوعی دنیا است، اغلب تحت عنوان باکلیت شناخته می‌شود. این پلاستیک پیش‌گام کاملا شکل‌پذیر است و می‌توان آن را به هر رنگی درآورد و در برابر دماهای بالا نیز شکل خود را حفظ می‌کند. این خصوصیات آن را به ماده محبوب تولیدکنندگان، جواهرسازان و طراحان صنعتی تبدیل کرده است.

تنظیم کننده ضربان قلب - ویلسون گریت‌بچ

 



دانشیار دانشگاه بوفالو تصور می‌کرد که پروژه خود را نابود کرده است. به جای استفاده از یک مقاومت 10 هزار اهمی برای ساخت نمونه اولیه یک دستگاه ثبت ضربان قلب، ویلسون گریت‌بچ از یک مقاومت 1 مگااهمی استفاده کرده بود. مدار ساخته شده سیگنالی را تولید می‌کرد که 1.8 میلی‌ثانیه طول می‌کشید و سپس به مدت 1 ثانیه متوقف می‌شد. گریت‌بچ دریافت که با استفاده از یک جریان دقیق در این دستگاه، می‌توان پالس تنظیم‌شده‌ای را به دست آورد که خود را بر ضربان ناقص قلب بیماران تحمیل کند. قبل از آن، دستگاه‌های تنظیم کننده ضربان قلب به اندازه یک تلویزیون بودند که به طور موقت، آنها را از خارج بدن به بیماران متصل می‌کردند. اما امروزه همان کار را می توان با استفاده از یک مدار کوچک که به راحتی درون قفسه سینه بیمار قرار می‌گیرد، انجام داد.

بند چسبی - جورج دی‌مسترال

 

 

شاید کمی مبالغه‌آمیز به نظر برسد، اما یک سگ نقش مهمی را در اختراع این وسیله مفید داشته است. جورج دی‌مسترال که یک مهندس سویسی بود، روزی به همراه سگ خود به شکار رفته بود که متوجه شد خارهای آزاردهنده‌ای به پشم‌های سگش چسبیده است. هنگامی‌که در بازگشت وی این خارها را زیر میکروسکوپ نگاه می‌کرد، متوجه قلاب های کوچکی شد که باعث چسبیدن این خارها به بدن سگ و جوراب‌های وی شده بود. مسترال چندین سال را صرف بررسی پارچه‌های مختلف کرد تا اینکه نهایتا نوعی نایلون را پیدا کرد که برای اختراع وی مناسب بود. با این حال دو دهه طول کشید تا با استفاده ناسا از این اختراع در لباس‌های فضانوردان، استفاده از این اختراع فراگیر شود.

اشعه ایکس - ویلهلم رونتگن

 

 

حرف شما کاملا درست است! اشعه ایکس یا آن‌طور که در اوایل مشهور بود، تابش مجهول، پدیده‌ای طبیعی است و بنابراین نمی‌توان آن را اختراع کرد. اما داستان کشف آن به عنوان یکی از جذاب‌ترین داستان‌ها در میان ابداعات اتفاقی دنیا شناخته می‌شود. در سال 1895 / 1274 فیزیک‌دان آلمانی ویلهلم رونتگن، مشغول انجام یک‌سری آزمایش‌های روزمره با پرتوی کاتدی بود که متوجه شد یک تکه مقوای فلورسنت در طرف دیگر اتاق روشن شده است. یک صفحه ضخیم بین تشعشع‌کننده کاتدی وی و مقوا قرار داشت که ثابت می‌کرد ذرات نور از میان اجسام جامد عبور می‌کنند. رونتگن که از این اتفاق شگفت‌زده شده بود، متوجه شد تصاویر شفافی را از با استفاده از این تابش باورنکردنی می‌توان تهیه کرد. نخستین تصویر از این نوع یک تصویر اسکلتی است که رونتگن از دست همسر خود گرفته است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 بهمن 1389 :: نویسنده : حامد ژرفی
نظرات ()